تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
علم و معلوم

مقدّمه

بيان ارزش و اعتبار معلومات - كه بهتر است آن را ارزش « علوم وادراكات » بناميم - براى اين است كه روشن شود آيا ادراكات ما تا چه اندازه حقيقت است و با واقع مطابقت دارد ؟ آيا آنچه ما به وسيلهء حس يا عقل خود ادراك مىنماييم ، مىتوانيم مطمئن باشيم كه واقع و نفس الامر هم همين‌طور است كه ما مىفهميم يا آن كه ممكن است اصلًا واقع و نفس الامرى نباشد و جهان معلومات هيچ در هيچ باشد ؟ يا آن كه واقع و نفس الامر طورى باشد و ما طورى ديگرى كه مقتضاى ذهن ما در تحت شرايط زمانى و مكانى است ، بفهميم ؟ چنان‌كه در مقالهء اوّل گفته شد ، فلسفه پاره‌اى از ادراكات را به عنوان حقايق ( مطابق با واقع ) مىشناسد و سعى مىكند حقايق را از اعتبارات و وهميات تميز دهد . بديهى است اين سعى هنگامى مفيد است كه ذهن انسان ، خاصيت ادراك واقعيات را - همان‌طور كه هستند - داشته باشد و اگر ذهن هميشه اشيا را با شكل و كيفيتى كه ساخته و پرداختهء خود او است درك كند ، فلسفه بلا موضوع و سعيش بيهوده است . مسئلهء تعيين ارزش و اعتبار معلومات را از جهتى مىتوان اساسىترين مسائل شمرد ، زيرا راه « رئاليسم « 1 » » از « ايدئاليسم « 2 » » و « سوفيسم « 3 » » و راه فلسفهء جزمى ( دگماتيسم « 4 » ) - كه افلاطون و ارسطو و پيروانشان در يونان قديم و جميع حكماى دوره اسلامى و دكارت « 5 » و لايب نيتس « 6 » و عدهء ديگر
هامش
( 1 ). 1 . Realisme( 2 ). 2 . Idealisme( 3 ). 3 . Sophisme( 4 ). 4 . Digmatisme( 5 ). 5 . Descartes( 6 ). 6 . Leibniz