تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
مطرح كرده و به وسيلهء متفكران حاضر در جلسه ، مورد نقد و تحليل قرار داده است . به هر حال ، براى ضرورت طرح اين مسائل در جامعه و اصرار محافل درسى و تقاضاى مكرر قشرهاى مختلف كه علاقه‌مند بودند اين كتاب ارزنده به صورت خودآموزى چاپ و منتشر شود ، اين‌جانب به اين موضوع ترغيب شد . آنان مدّعى بودند كه مشكل اصول فلسفه و روش رئاليسم در اين است كه وقتى انسان متن را مىخواند ، پاورقى را فراموش مىكند و به عكس وقتى به پاورقى منتقل مىشود ، متن را از دست مىدهد . و در نهايت متحير مىماند . اين جانب پس از مشورت با اساتيد فلسفه و دانشجويان و نيز تجربه‌هاى به دست آمده در طول تدريس ، اصول فلسفه را به اين شكل تنظيم و تشريح كرد تا بهتر مورد استفاده قرار گيرد . بعضى از خصوصيات اين خودآموز بدين شرح است : 1 - هدف شهيد مطهرى ، روشن ساختن عبارت‌هاى علّامه طباطبائى رحمه الله نيست ، بلكه مقصد اصلى وى ، تشريح و تكميل مباحثى است كه در اصول فلسفه مطرح گرديده است ؛ به همين دليل قسمت‌هايى از متن كتاب را به حال خود رها كرده و تحليل و تشريحى در مورد آن‌ها به عمل نياورده است . اين بنده با كمىِ بضاعت ، سعى كرده آن قسمت‌ها را شرح و تكميل كنم تا جملات علّامه روشن‌تر شود . 2 - در عبارت‌هاى شهيد مطهرى - طبق توصيهء فرزند برومندشان - هيچ‌گونه تغييرى انجام نگرفته است ، ولى براى اتحاد و هم‌آهنگى با متن كتاب ، ناگزير تقطيع به عمل آمده و هر بخشى از پاورقى در كنار متن مناسب خود قرار گرفته است . هم‌چنين عناوينى نيز بر آن افزوده شده تا مطالب مجزا و براى خوانندگان مفيدتر باشد . 3 - در اين خودآموز پاورقىهاى شهيد مطهرى با متن علّامه آميخته شده به‌طورى كه متن واحد و يك پارچه‌اى پيدا كرده است تا خوانندگان دچار سردرگمى نشوند . پاورقىهايى كه در ذيل صفحات آمده ، مطالبى است كه ارتباط اصولى با مباحث مطروحه ندارد ؛ بخشى از آن‌ها مربوط به مفاهيم لغوى و اصطلاحى است و قسمتى نيز جنبهء تاريخى دارد كه در فهم اصل مطلب چندان دخالتى ندارد . البته بعضى پاورقىها جنبهء تكميلى و تحليلى دارد و برخى به صورت مقايسه با ساير مكاتب فلسفى تدوين شده است . 4 - امتياز اين كتاب بر ساير متون فلسفى در اين است كه ضرورىترين مسائل حكمت در مقايسه با مكاتب فلسفى غرب و شرق مطرح شده است و شهيد مطهرى با بيان جذاب و قلم شيواى خود مسائل فلسفه رابه صورت رياضى و طبيعى تبيين كرده است به‌گونه‌اى كه ضرورت و نياز جامعه به فلسفه ، كاملًا ملموس گرديده است .