مقالهء اول :
فلسفه چيست ؟
در جهان هستى كه داراى موجودات بسيار و پديدههاى بىشمارى مىباشد - و ما نيز جزئى از مجموعه آنها مىباشيم - بسيار ديده مىشود كه چيزى را صحيح و استوار پنداشته و موجود انگاريم و سپس بفهميم كه دروغ و بىاساس بوده است ، و بسيار مىشود كه چيزى را بى پايه و دروغ انديشيده و پس از چندى بر ما روشن شود كه راست بوده و آثار و خواص بسيارى در جهان داشته است .
از اينرو ، ما كه خواه ناخواه غريزهء بحث و تحقيق درباره هر چيزى كه در دسترس ما قرار بگيرد و از علل وجود آن داريم ، بايد موجودات حقيقى و واقعى - حقايق به اصطلاح فلسفه - را از موجودات پندارى ( اعتباريات و وهميات ) جدا كرده و بشناسيم و گذشته از اين كاوش غريزى ، براى رفع حوايج زندگى دست به هر رشته از رشتههاى گوناگون علوم بزنيم ، اثبات هر خاصه از خواص موجودات به موضوع خود محتاج به ثبوت قبلى آن موضوع مىباشد .
يك سلسله بحثهاى برهانى كه غرض و آرمان نامبرده را تأمين نمايد و نتيجه آنها اثبات وجود حقيقى اشياء و تشخيص علل و اسباب وجود آنها و چگونگى و مرتبه وجود آنها مىباشد ، فلسفه ناميده مىشود .
علوم ديگر ، روش بحث و نتيجه كاوش آنها اينگونه نيست و در هريك از آنها كه