تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
فلاسفه در اين مسئله مثبت است به شهادت اقوال و آثارى كه از سه هزار سال پيش تاكنون از آنان در دست است و هرگز حل مسئله را موكول به پيدايش اين افكار التفاتى ماديين نكرده‌اند و پاسخ دانشمندان قائل به اتفاق منفى است و اينان عده‌اى از ماديين هستند كه براى مجموع عالم علت قائل نيستند . 2 - آيا در مورد افعال انسان جبر بايد قائل شد يا تفويض يا امر بين امرين و به عبارت ديگر آيا افعال انسان صد در صد تحت تأثير علتى خارج از انسان بوده و اراده انسان هيچ گونه تأثيرى در فعل ندارد و انسان مجبور است ؟ - اين است معناى جبر در اين جا نه ضرورت وجود كه علت داده باشند و گرنه دو قول ديگرى روى اساس نفى اين ضرورت مبنى نيست - و يا افعال انسان صد در صد در تحت تأثير اراده بوده و هيچ گونه استنادى به فاعل ديگر و علتى ديگر ندارد و انسان در افعال خود از قيد علت خارج از خود آزاد مىباشد ؟ - اين است معناى تفويض نه اين كه اختيار به معنى نفى ضرورت بوده باشد - و يا اين كه افعال انسان هم استناد به اراده وى و هم استناد به علتى ديگر فوق انسان دارد ولى در « طول » همديگر نه در « عرض » همديگر ؟ يعنى علتى فوق انسان ، فعل انسان را از راه اراده انسان اراده مىكند و انسان فعل را به‌واسطه اراده ، اختيار و انتخاب كرده و با موافقت بقيه اجزاى علل مادى و صورى و شرايط زمانى و مكانى ايجاد مىنمايد و علت فوق انسان براى ايجاد فعل انسانى اراده انتخاب كننده فعل را در انسان ايجاد مىكند ، پس انسان فعل را با اراده انتخاب مىكند ولى در اراده تحت تأثير علتى خارج از خودش است و اين است معناى امر بين امرين كه ميان دو قول جبر و تفويض واقع است ، نه اين كه بعضى افعال علت دارند و بعضى ديگر ندارند ، چنان كه برخى از دانشمندان مادى « چنين تصور كرده و آن را به فلاسفه ما نسبت داده‌اند » . * * * با بررسى اين بيان روشن مىشود كه اين دانشمندان دو مسئله نامبرده را يكى