تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
خواه ناخواه اين روش مستند به طبيعت است . ولى سخن اين جاست كه : آيا روش استخدام مستقيماً و بلاواسطه مقتضاى طبيعت مىباشد و اين انديشه نخست در مغز انسان جاىگير شده و در دنبال آن انديشه ديگرى به نام انديشه اجتماع « گرد هم آمدن و زندگى دسته‌جمعى كردن » پيدا مىشود ؟ يا اين كه انسان با مشاهده همنوعان خود اول به فكر اجتماع و زندگى دسته‌جمعى افتاده و افراد نوع به همديگر گراييده و زندگانى تعاونى را پىجويى نموده و همه از همه برخودار مىشوند و ضمناً گاهى يا بيشتر اوقات ، اجتماع از مجراى طبيعى خود منحرف شده و مبدل به يك توده هرج و مرج ، سودبرى و رنج‌كشى و بالأخره بردگى و استثمار مىشود ؟ ما گمان مىكنيم كه يك بررسى يا تماشاى فعاليت‌هاى ابتدايى نوع انسان و روش‌هاى ساده بيشتر انواع ديگر حيوان و همچنين بررسى تجهيزات طبيعت ، پاسخ حقيقى اين پرسش را مشخص مىسازد . درست است كه ساختمان كالبد انسان با جهاز تغذيهء « نسبتاً » اجتماعى مجهز مىباشد ، فرد ماده انسان ، پستان دارد كه دقيقاً براى بيرون دادن شير آماده است و پشت سر اين دستگاه دستگاه دقيق ديگرى براى ساختن شير درست شده و بدن به آن مجهز گرديد و از طرف ديگر فرد ديگر ( كودك ) با لب و دهانى مجهز مىباشد كه كاملًا با مكيدن پستان و گرفتن شير توافق داشته و سازگار مىباشد . و همچنين مجموع دو فرد ذكور و اناث روى هم رفته با يك دستگاه دقيق و باريك تمايل جنسى و تهيه ماده اصلى نوزاد انسانى و به قالب زدن و بيرون دادن و بالأخره ساختن يك فردى مانند خود با همه لوازم و احتياجات ( و شايد شماره واحدها و اجزاء اولى اين دستگاه از اندازه بيرون بوده باشد ) مجهز است و البته اين تجهيزات - تجهيز تغذيه و توليد - جز با اجتماع سر نمىگيرد . نظير اين وضع را در جانوران پستاندار ديگر غير انسان و در بيشتر مرغان چون