درس پنجاه و پنجم ( 55 )
فصل دوازدهّم هر مجرّدى ، هم عقل است هم عاقل و هم معقول « 1 »
امّا اينكه عقل است براى اينكه مجرّد به جهت تماميّت ذاتش و به جهت اينكه ذاتش فعليّت محض داشته و بالقوّه نيست ازاينرو وجودش براى يك شىء و حضورش نزد آن ممكن است ( صغرى ) و از طرفى نيز هرچيزى كه براى مجرّد ممكن باشد براى او بالفعل نيز هست ، ( كبرى ) پس موجود مجرّد بالفعل معقول مىباشد ( نتيجه ) .
و چون عقل با معقول متّحد است پس موجود مجرّد همان عقل است و چون ذات مجرّد ، موجود است لذاته پس او عاقل است لذاته پس هر مجرّدى هم عقل است و هم عاقل و هم معقول . و اگر خواستى اينگونه تعبير بياور و بگو : « عقل و عاقل و معقول ، مفاهيم سهگانهاى هستند كه از وجود واحد انتزاع مىشوند » .
برهان بالا همانطور كه در بودن هر مجرّد لنفسه ، هم عقل و هم عاقل و هم معقول جارى مىگردد همچنين جارى مىگردد در مسألهء : بودن مجرّد ، هم عقل و هم معقول براى غيرخودش « كونه عقلا و معقولا لغيره » .
هامش
( 1 ) - اسفار ج 3 ص 447 و ص 461 - اشارات نمط سوّم . ( شارح )