تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
حدوث ذاتى ، بودن وجود شئ متأخر به عدمى كه در مرتبهء شئ متقرّر است و قدم ذاتى ، متأخّر نبودن وجودش بعدمش كه در مرتبهء ذاتش متقرّر است . هر موجود داراى ماهيّت ، حادث ذاتى است به دو دليل : دليل اوّل - هر ممكنى به ملاحظه ذاتش ( لذاته ) مستحقّ عدم است و وجود را از ناحيهء غيرذاتش مستحقّ مىگردد . بر اين دليل اعتراض وارد شده و پاسخى از آن گفته شده است توضيح آن در متن درس بيان گرديده است . دليل دوّم : براى هر ممكن ، ماهيّتى است مغاير با وجودش و دليل آن در متن درس ذكر شده است . از مطالب بالا نتيجه مىگيريم كه قديم بالذّات واجب بالذات است و نيز نتيجه مىگيريم قديم بالذّات داراى ماهيّت نيست دليل آن در متن درس بيان گرديده است . - معناى حدوث بحقّ اين است كه وجود معلول ، متأخّر از وجود علّت تامّه‌اش باشد دليل آن در متن درس بيان گرديده مراجعه كنيد . - معناى حدوث دهرى اين است كه ماهيّت موجود معلول ، مسبوق بعدم‌اش مىباشد عدمى كه در مرتبهء علّت ماهيّت متقرّر مىباشد به نحو سلب تحصيلى نه بنحو سالبهء معدوله و مقابل حدوث دهرى ، قدم دهرى عبارت از اينكه علّت ، مسبوق به معلول به اين نحو از سبق كه براى حدوث دهرى گفتيم نيست . توضيح اين دو معنا همراه با نكته‌اى در آخر درس بيان گرديده مراجعه كنيد .