خلاصهء درس چهل و سوّم :
مشهور بين قدماء از فلاسفه اين است كه مقولاتى كه حركت در آنها واقع مىشود چهارتا هستند : « كيف ، كمّ ، اين ، وضع » ، امّا بقيّهء مقولات از قبيل درست فعل و انفعال و وضع وجده و اضافه و جوهر ، حركت در آنها واقع نمىشود .
علّت وقوع حركت در چهار مقوله و عدم وقوع آن در بقيّه مقولات دهگانه در متن درس ذكر گرديده مراجعه نمائيد .
و لكن جمعى از فلاسفه نظر بالا را ردّ كرده ، معتقدند كه حركت در همهء مقولات دهگانه جايز است و براى اقامهء نظر خود دليل آورده و دلائل قائلين به منع را ردّ نمودهاند ، تفصيل و توضيح آن در متن درس ذكر شده است .
كلمات منقول از فلاسفه حتّى كسانى كه وقوع حركت در چهار مقوله را نام بردهاند خالى از اشاره به اين نيست كه حركت ، در مقولهء جوهر نيز ، واقع مىشود و لكن تصريحى به آن ننمودهاند و اوّلين كسى كه به صراحت وقوع حركت در جوهر را به تفضيل ذكر كرده است صدر المتألّهين ( ره ) مىباشد و اين نظر را مرحوم استاد علّامه پذيرفته ، در فصل دوّم اين مرحله بر آن اقامهء دليل نموده است .
مرحوم ملّاصدرا چند برهان براى اثبات نظر خود كه حركت جوهرى است ذكر كرده از جمله دو دليل است كه در متن درس بيان گرديده است .
نتيجهاى كه از دليل اوّل براى اثبات حركت جوهرى گرفته مىشود اين است كه طبايع و صور نوعى كه علّت تغيير حركات عرضى است لازمست خود متغيّر باشد و گرنه لازم مىآيد كه معلول با تغيّرش تخلّف از علّت خويش داشته باشد و آن نيز محال است پس طبايع و صور جوهرى كه اسباب قريب براى اعراض لا حق بر طبايع و صور جوهرى هستند اعراض لاحقّى كه حركت در آنها وجود داشته ، متغيّر مىباشند وجودشان متغيّر بوده ، در جوهر ذاتشان متجدّد مىباشند گرچه اين طبايع و صور جوهرى نسبت به ماهيّت خودشان ثابت