تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
حدود مسافت حالت فرضى دارد پس شىء متحرّك قبل از آن حدّ و بعد آن ، در آن حدّ نمىباشد . يا به‌معناى بودن شىء بين مبدأ و منتهى بطوريكه براى آن شىء متحرّك نسبتى است به حدود مسافت فرض‌شده به نحوى كه هر واحدى از آن حدود ، فعليّت قوّهء سابق بر اين حدّ است و قوّهء سابق بر اين حدّ است و قوهء فعليّت لاحق بر اين حدّ بطوريكه شىء متحرّك ، حدّى را ترك و حدّى را استقبال مىكند تا برسد به آخرين حدّ كه منتها مىباشد . لازمهء اين نوع اعتبار از حركت ، انقسام حركت به اجزاء و انصرام آنها و منقضى شدن جزئى بعد جزئى تدريجا و عدم اجتماع اين اجزاء در وجود . معناى اوّل را حركت « توسّطيّه » و معناى دوّم را حركت « قطعيّه » مىنامند ، اين دو نحو از حركت ( يعنى حركت توسطيّه و قطعيّه ) هردو به تبع منشأ انتزاعشان در خارج موجودند . توضيح اين دو معنا و علّت وجود خارجى آن دو در متن درس بيان گرديده است . تذكّر اين نكته لازم است كه صورت حركت خيال از طريق حدّى بعد از حدّى از حدود حركت و جمع آنها به صورت يك امر متّصل كه داراى اجزاء مجتمع در يك‌جا باشد يك امر ذهنى و اعتبارى بوده ، در خارج موجود نيست ، دليل آن در متن درس بيان گرديده است . گفتيم كه حركت به ملاحظهء ذاتش حالت انقسام باقسامى را مىپذيرد و لكن اين انقسام ، بالقوّه است نه بالفعل ، توضيح اين گفته و علّت آن در متن درس ذكر گرديده است . از اينجا ظاهر مىشود كه براى حركت مبدأى به‌معناى جزء اوّلى كه منقسم نميشود از اين جهت اينكه حركت است موجود نيست و نيز براى حركت منتهائى نيست به‌معناى جزء آخرى كه منقسم نميشود از اين جهت كه حركت است ، دليل آن نيز در متن درس بيان گرديده است مراجعه كنيد . با گفتار بالا منافاتى ندارد آنچه را كه سابقا گفتيم كه حركت منتهى مىشود از دو جانب يكى به طرف مبدأ و ديگرى به طرف منتها و دليل عدم منافات نيز در متن درس در مورد حركت جوهرى و حركات عرضى و حركات طبيعى و حركات قسرى توضيح داده شده است