تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
آفرينش كه مسخّر براى واجب الوجود هستند .

آيا جايز است فاعل به جبر و فاعل به عنايت را داخل در فاعل به قصد كرد يا نه ؟

شمردن « فاعل به جبر » و « فاعل به عنايت » دو نوع عليحده و مباين با « فاعل به قصد » خالى از نظر و ايراد نيست و توضيح آن اينكه ما اعمال پيچيده شده به هرنوعى از انواع مشهور يعنى كمالات ثانوى « 1 » هر نوعى را به خود آن نسبت داده سبب آن كمالات را همان نوع ميدانيم پس هر نوعى نسبت به كمالات نوعى خويش فاعليّت ، داشته ، علّت آن محسوب مىشود . ( مثلا حرارت را به نوع آتش و رشد و نموّ را به صورت نوعى درخت و همچنين اعمال طبيعى انسان‌ها را از هر قبيل كه باشد به صورت نوعى انسان و . . . )

فاعليّت انواع موجودات :

انواع موجودات در تسبيب و فاعليّت براى كمالات ثانوى بر دو قسم‌اند : 1 - برخى از موجودات انواعى هستند كه طبع آنها ايجاب مىكند كه افعال از آنها صادر شود بدون اينكه علم در آن ، واسطه بوده ( و در آنها دخالت داشته باشد ) مثل عناصر ( موجود در عالم طبيعت ) كه فعلشان اين گونه است . 2 - برخى ديگر از انواع موجودات در صدور افعال از آنها علم ، دخالت دارد مثل نوع انسان ( كه افعال خود را از روى علم و آگاهى انجام مىدهد ) . فرق بين دو قسم از انواع موجودات اين است كه قسم دوّم ، مجهّز به علم مىباشد ( بخلاف قسم اوّل كه علم در صدور افعال از آنها دخالتى ندارد چنان كه گفته شد ) . شكّى نيست كه علّت تجهيز اين انواع مثل انسان به سلاح علم ، اين است كه تميز
هامش
( 1 ) - مراد از كمال اوّل ، امرى است كه شيئيّت شى به آن است و مراد از كمال ثانوى آثار و تبعات صور فعليّهء نوعيّه است مثلا كمال اوّل ميوه ، شكل و صورت آن است كه مقوم آن است و كمال ثانوى ، آثار و نتايج مترتّبه بر آن . ( شارح )