محدود فراوانى را نيز دربر مىگيرد ) اوّلى نيز يا واحد نوعى است مثل انسان ( كه يك معناى عامى است شامل افراد متعدّد انسانها مىشود ) يا واحد جنسى است مثل حيوان ( كه معناى عامّى است شامل انواع مختلف حيوانات مىگردد ) و يا واحد عرضى است مثل ماشى ( راهرونده ) ( كه شامل انواع مختلف حيوانات و افراد مختلف هر نوع مىگردد ) و ضاحك ( خنده كننده ) . ( كه شامل افراد مختلف انسانها مىگردد ) .
و واحد بالعموم به معناى سعهء وجودى است مثل وجود منبسط . « 1 »
واحد غير حقيقى چيزى است كه در اثر يك نوع اتحاد با واحد حقيقى و به عرض آن واحد مثل زيد و عمرو كه هر دو در انسانيّت مشترك و متحدّ هستند و مثل انسان و اسب كه هر دو در حيوان متّحد و مشتركاند .
نامهاى واحد غير حقيقى ، مختلف است به اختلاف جهت وحدتى كه دارند پس در صورت اتّحاد در معناى نوع ، « تماثل » و در صورت اتّحاد در معناى جنس ، « تجانس » و در صورت اتّحاد در كيف ، « تشابه » و در صورت اتّحاد در كمّ ، « تساوى » و در صورت اتّحاد در وضع ، « توازى و تطابق » ناميده مىشود .
وجود هريك از اقسام نامبرده در خارج ، روشن و آشكار است و همچنين وحدت ، با تمام اقسامش در خارج ، تحقّق دارد ، منتها ( طبق نظر علماء فنّ ) مثل يك شىء داراى تشكيك ( مثل نور و وجود و . . . ) كه بر مصاديق خود ، با اختلاف مراتب ، محقّق و واقع مىشود تا اينجا نظر علماء و فلاسفه در بيان اقسام وحدت بود كه بيان شد .
هامش
( 1 ) - در اصطلاح عرفا و جو منبسط به وجودى گفته مىشود كه از واجب الوجود صادر شده و نفس رحمان ناميده شده و همهء موجودات را شامل مىگردد و مثل نور در هر مرتبه به صورتى نمايان مىگردد .
« صدر الدّين شيرازى » در اسفار ج 3 ص 22 و ج 1 ص 193 و شرح منظومه سبزوارى ص 105 اين گونه آن را شرح مىدهند كه : وجود منبسط اوّلين موجود صادر از ناحيه خداوند بوده ، آن را حق مخلوق نيز ناميدهاند و نور ، سارى در تمام موجودات است و از اينرو به او روح وجود هم مىگويند . ( فرهنگ معارف اسلامى ج 4 ص 569 ) ( شارح ) .