تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢

خلاصهء درس هفدهم :

1 - فصل در اصطلاح فلاسفه دوگونه است : الف : فصل منطقى . ب : فصل اشتقاقى . فصل منطقى به معناى اخصّ لوازم و اعرف آنها كه بر نوع عارض مىشود مىباشد مثل ناطق ، اين لازم اخصّ را در حدود اشياء و تعاريف به جاى فصول حقيقى به كار مىبرند زيرا دست‌يابى به فصول حقيقى مشكل است علاوه بر اين اسمى كه دلالت بر فصول حقيقى به نحوى كه با معناى لغوى آن مطابقت كند وجود ندارد . فصل اشتقاقى مبدأ فصل حقيقى بوده ، مقوّم نوع و محصّل جنس مىباشد مثل نفس ناطقه براى انسان . 2 - در تعاريف اشياء ، فصل اخير تمام حقيقت نوع است ، علّت آن در متن درس ذكر شده مراجعه كنيد . 3 - فصل محصّل ، تحت جنس خود مندرج نيست پس فصول جواهر از قبيل جواهر نيستند ، براى اثبات آن سه دليل آورده شده و بدنبال آن اشكالى در اين مورد مطرح شده و پاسخى از آن داده شده ، تفصيل همه اين‌ها ، در متن درس ذكر شده ، مراجعه كنيد . 4 - فصول از اين جهت كه فصول‌اند از قبيل بسائط بوده ، از جنس و فصل مركّب نيستند و هم‌چنين صور مادّى در خارج از قبيل بسائط بوده ، مركّب از مادّه و صورت نيستند . 5 - نفس مجرّد به ملاحظه اينكه فصل نوع انسان است حيثيّت آن حيثيّت وجود نعتى بوده ، ماهيّت ندارد ، نفس مجرّد ، وجودش لنفسها و فى نفسها بوده ، نوع جوهرى و جزء صورى آن به حساب مىآيد و صورت نيست . 6 - نفس در مقام فعل ، مادّى است و از حيثيّت ذات وابسته به مادّه نيست . و اين ، قول فلاسفه مشّاء است كه معتقدند نفس بملاحظهء حدوث و بقاء هر دو ، روحانى است نه