اتحاد كه موجب و سبب آن است ، هرگز ، همان واقعيتى كه ربط و رابط بين طرفين است همو اتحاد بين طرفين نيز هست و در حقيقت سببيّت مذكور بين معانى عقلى است نه بين واقعيات خارجى .
نكتهاى كه در پايان فرع فوق به آن اشاره شده است اين است كه نبايد گمان شود كه اتحاد دو مفهوم هميشه بهصورت حمل است ، بلكه ممكن است بين دو مفهوم حملى صورت نگيرد و در عينحال با يكديگر متحد باشند ، مانند دو مفهومى كه يكى به ديگرى اضافه شده است ( مركب تقييدى ) . پس هرچند در هرحملى نوعى اتحاد بين دو مفهوم بهوجود مىآيد ولى هر اتحاد بين دو مفهوم مستلزم حمل آن دو بر يكديگر نيست .
1 - 2 - 6 : يك اشكال نقضى
حاصل فرع دوم اينكه تحقق وجود رابط و نسبت بين دو شىء مستلزم تحقق نوعى اتحاد بين آن دو است ؛ با توجه به آنچه در فرع اوّل گفته شد ، مبنى بر اينكه ظرف وجود رابط ظرف طرفين آن است و بالعكس : ظرف طرفين وجود رابط ظرف خود وجود رابط است ، اين نتيجه بهدست مىآيد كه در هر ظرفى بين دو شىء وجود رابط يا نسبت محقق شود در همان ظرف نوعى اتحاد بين آن دو شىء بهوجود مىآيد . پس اگر نسبت و وجود رابط در خارج بين دو وجود خارجى باشد ، آن دو وجود در خارج نوعى اتحاد پيدا مىكنند . اكنون مورد نقض اين است كه طبق مبانى بسيارى از حكما و از جمله حضرت استاد علامه رحمه اللّه ما به اشيائى خارجى برمىخوريم كه بين آنها نوعى نسبت و وجود رابط محقق است با اينكه هيچ نحو اتحادى با يكديگر ندارند كه از جملهء اين موارد اضافه ابوّت و بنوّت است . به عقيدهء حضرت استاد علامه رحمه اللّه ، اضافه از مقولات است و نتيجتا در خارج با وجودى خاص به خود محقق است ، پس اضافهء ابوّت و بنوّت بين دو انسان نيز دو اضافه و نسبت خارجى هستند كه بين دو نفر انسان در خارج محقق مىشوند ، مانند پدر و فرزند ، با اينكه هيچ نحو اتحاد خارجى بين پدر و فرزند وجود ندارد ، همچنين است اضافهء اخوّت و بهطور كلى به بسيارى از اضافات خارجى برمىخوريم كه از همين قبيلاند . با توجه به اين نقض مىتوان گفت كه اگر مقصود از اتحاد همان ارتباط و پيوند است ، هرچند صحيح است ، مطلب جديدى كه نتيجهء مطالب قبلى باشد نيست ، بلكه عينا همان مطالب قبل است و اگر مقصود از اتحاد پيوند و ارتباط نيست ، بلكه