تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
و منها انّه لو جازت الاعادة ، لم يكن العود بالغا حدا معينا يقف عليه ، اذ لا فرق بين العودة الاولى و الثانية و الثالثة و هكذا الى ما لا نهاية له ، كما لم يكن فرق بين المعاد و المبتدأ و تعيّن العدد من لوازم وجود الشىء المتشخّص .

4 : برهان مخالفين حكما و جواب آن

تا اينجا ، برهانى اقامه شد بر نفى تكرر وجود و براهين خاص امتناع اعاده معدوم نيز بيان شد و اشكالات مخالفين نيز مطرح و جواب داده شد . اكنون بايد به بررسى دليل مخالفين حكما بر امكان اعادهء معدوم بپردازيم .

1 - 4 : دليل امكان اعادهء معدوم

اعاده معدوم موجود شدن دوبارهء شىء است بعينه و امتناع آن بدين معنى است كه يك شىء محال است بعد از انعدام بعينه موجود شود . به عبارت ديگر ، معناى آن ممتنع الوجود بودن شىء است بعد از عدم . اكنون اين سؤال مطرح است كه منشأ اين امتناع چيست ؟ منشأ امتناع يا ماهيت آن است يا غير ماهيت . غير ماهيت هم از دو حال خارج نيست : يا امر عرضى لازم ماهيت است يا عرضى مفارق ، پس امتناع وجود يا ناشى از ماهيت است يا لازم ماهيت يا امر مفارق . اگر منشأ آن ماهيت يا امر لازم ماهيت باشد ، بايد اين شىء از ابتداء موجود نشود ، نه اينكه يك بار موجود شود و پس از انعدام دوباره نتواند موجود شود ؛ زيرا ماهيت معاد و مبتدأ و طبعا لوازم ماهيت اين دو يكى است . پس اگر ماهيت يا ملازم ماهيت سبب امتناع وجود معاد باشند ، بايد سبب امتناع وجود مبتدأ نيز باشند ، با اينكه فرض اين است كه مبتدأ موجود شده است ، لذا منشأ امتناع هيچيك از اين دو نيستند . و اگر منشأ اين امتناع امر عرضى مفارق باشد ، با مفارقت و زوال آن اين امتناع از بين مىرود و در نتيجه موجود شدن دوبارهء شىء ، مانند مرتبهء اوّل ، ممكن مىگردد . به عبارت ديگر ، معناى اين فرض اين است كه اعادهء معدوم فى حد ذاته محال نيست و در صورتى كه مانعى براى موجود شدن آن باشد با رفع مانع امكان وجود خواهد داشت ؛ يعنى ، اعادهء معدوم ممكن است و هو المطلوب :