نامهء دوم
بسم الله الرحمن الرحيم
محضر مقدس نخبةالمجتهدين حجةالاسلام والمسلمين جناب آقاى علامه محمدحسين طباطبائى - دام مجده :
سلامٌ عليكم و رحمةالله و بركاته
خداوند ان شاء الله خير دنيا و آخرت عطايت فرمايد و با اوليا و انبيا محشورت سازد !
استاد عزيز ، فراوان احساس كمبودى مىكنم . هر چه دست و پا مىزنم و تلاش مىكنم و به هر جهت مىنگرم دريا در نظرم وسيعتر جلوه مىكند . ندانم در چه مسيرى روى گردانم ؟ كدام سفينه را سوار شوم تا به ساحل خوشبختى برسم ؟ از شما برادر عزيز استمداد مىطلبم . نمىدانم مرا چه مىشود . مدتى است خود را چنان بينم كه بر آسمان افكارم ابرهاى سنگين و تيره و تار برآمده و عالم مرا غمناك ساختهاند .
حتى غرّشى نيست تا ببارد و آسمانى صاف بينم . عامل اين تيرگى چيست ؛ نمىدانم .
در لابهلاى اين حالات ، فكر مىكنم اگر سؤال مرا در اين موضوع پاسخ گوييد ، راحت شوم .
استاد عزيز ، با روشنبينى خود و حقيقتخواهى خود ، اگر بتوانيد حالت مرا درك كنيد و آنچنان جوابم گوييد كه ناخودآگاه جرقهاى در من به وجود آيد كه تا ابد ( مرگ ) روشن باشم .