تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
« وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ »
. « 1 » بنابراين ، بر عهدهء هر كس كه معرفت به خداى خود داشته باشد ، اين است كه خود را در فعل صادر از خود ، مستقل نبيند ، و مستغنى از خدا نداند ، بلكه خود را مالك فعل به تمليك الهى بداند و قادر بر انجام آن با قدرت حق ببيند . خداوند مىفرمايد :
« أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً »
. « 2 » هر مؤمنى ، چون مىخواهد دست به كارى زند ، بايد با توكل و اعتماد به خدا اقدام كند ، و بر او متكى باشد :
« فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ »
. « 3 » و چون مىخواهد وعده‌اى دهد ، يا خبرى از آينده دهد كه چنين مىكنم ، آن را مقيد به اذن و مشيت خدا كند . آرى ، با آن‌كه عمل انسان مسلماً براى انسان است ، و خداوند در بسيارى از مواضع قرآن ، افعال را به پيغمبر و به افراد مردم نسبت مىدهد ، و مىگويد :
« فَقُلْ لِي عَمَلِي وَ لَكُمْ عَمَلُكُمْ »
. « 4 » و يا آن‌كه مىفرمايد :
« وَ لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ »
. « 5 » ليكن در عين حال ، استقلال نسبت را به انسان نفى مىكند و مستغنى بودن از اذن و مشيت خدا را باطل مىشمرد . و از آن‌چه گفته شد استفاده مىشود كه در آيهء :
« وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً * إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ »
استثناى مفرغ است ، و تقدير مستثنَامنه تمام احوال و يا تمام زمان‌ها مىباشد و يك باء ملابسه را بايد در جملهء مستثنا در تقدير بگيريم و معنا چنين مىشود :
هامش
( 1 ) . صدر آيهء 64 سورهء نساء : « و ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم ، مگر آن‌كه با اذن خدا مورد اطاعت مردم قرار گيرد . » ( 2 ) . قسمتى از آيهء 165 سورهء بقره : « و تمام مراتب و درجات قوّت انحصار به خدا دارد . » ( 3 ) . قسمتى از آيهء 159 سورهء آل عمران : « پس اى پيغمبر ، زمانى كه ارادهء انجام كارى را داشتى ، بر خدا توكّل كن ! » ( 4 ) . قسمتى از آيهء 41 سورهء يونس : « پس اى پيغمبر ، بگو : براى من است كردار من و براى شماست كردار شما . » ( 5 ) . قسمتى از آيهء 15 سورهء شورى : « از براى ماست اعمال ما و براى شماست اعمال شما . »