و اما دربارهء خلود در جهنم ، آن طور كه توجيه مىكنند اين است كه : نمىشود با مخلدين در جهنم ، نعمت قَسْرى بوده باشد . وجودى را كه حق - تعالى - ايجاد مىفرمايد ، يا وجودى را كه به يك موجودى خصوصيت وجودى مىدهد ، محبوسيت ندارد ؛ چند روزى در دست او بوده و سپس از او بازپس بگيرد ، اين طور نيست .
اين ، با عنايت الهى درست در نمىآيد ، اين است كه نعمتهاى الهى از راه قسر به ما نمىرسد ؛ يعنى يك نعمت چند روزى به ما داده شود ، و سپس منقطع گردد . پس مخلدين در جهنم از اول وهله ، نعمتهاى قسرى نداشتهاند .
اما حركتهاى قسرى نسبت به متحرك قسر است ، و الّا نسبت به علتِ عامل ، قسر نيست ، [ بلكه ] طبيعى است ، مثل اينكه مثلًا انسان يك تكه سنگ را كه بالا مىاندازد ، اين سنگ در رفتن به سوى بالا حركت قسرى دارد ، اما از انسانى كه آن را به بالا پرتاب مىكند قسر نيست ، و نظاير اين مثل .
ممكن است قوهء دست بشر به اندازهاى باشد كه اين سنگ را كه مىاندازد پيوسته اين سنگ برود ، مانند اين سفينههاى فضايى كه آنها را پرتاب مىكنند ، از جو زمين هم مىگذرد .
عِلَل و عواملى همراهشان مىكنند كه اينها به همراهى آنها سير مىكنند ، تا مقدارى كه آن علل كار خود را انجام مىدهند . وقتى كه انجام داد و تمام كرد ، آن سفينهها يا سقوط مىكنند يا مىسوزند و يا به نحوى ديگر از بين مىروند ، و يا در تحت قوهء جاذبهء ديگرى قرار گرفته و در آن مَدار و در تحت آن عامل حركت مىكنند .
در امور معنوى هم نظير همين تقريب را در عدم دوام قسر مىتوان گفت كه در معنويات و رحمات الهيه ، حركت قسرى دائمى و يا اكثرى نيست و هميشه عوامل معنوى نيز بر اساس حركات اوليهء نفسيه افاضه دارند .
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 251
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٥١