الا اى آهوى وحشى كجايى * مرا با توست چندين آشنايى
دو تنها و دو سرگردان ، دو بىكس * دَد و دامت كمين از پيش و از پس
بيا تا حال يكديگر بدانيم * مراد هم بجوييم ار توانيم
چنينم هست ياد از پير دانا * فراموشم نشد هرگز همانا
كه روزى رهروى در سرزمينى * به لطفش گفت رندى ره نشينى
كه اى سالك چه در انبانه دارى * بيا دامى بنه گر دانه دارى
جوابش داد كآرى دام دارم * ولى سيمرغ مىبايد شكارم
بگفتا چون به دست آرى نشانش * كه او خود بىنشانست آشيانش
بگفتا گرچه اين امرى محال است * و ليكن نااميدى هم و بال است
نكرد آن همدم ديرين مدارا * مسلمانان مسلمانان خدا را
مگر خضر مبارك پى تواند * كه اين تنها بدان تنها رساند
معلوم است جايى كه آشيانهء سيمرغ نشانى ندارد كجا توان صيدِ او نمود ، مگر لطفش رهنمون گردد و گمگشتگان وادى محبت و عاشقان جمال لايزالى خود را به وادى توحيد و فنا رهبرى كند . به حق پيشتازان وادى محبت و لِواداران حمد و معرفت ، محمد مصطفى و على مرتضى و يازده فرزند امجدش از نسل بتول عذرا ، فاطمهء زهرا عليهم سلاماللَّه الملِكِ المُتعال وَفِّقِ اللّهُمَّ جَميعَ الْمُحِبّينَ وَ ايّانا لِكُلِّ ما يُرْضيكَ وَ أَلْحِقْنا بِالصّالِحينَ .
بحمداللَّه و المنّة تقرير اين رسالهء شريفه - از افاضات استاد علامه سيد محمدحسين طباطبائى - كه رسالهء لبُّاللُّباب در سير و سلوك اولى الألباب نام نهاده شد ، به قلم حقير فقير در شب هشتم شهر صيام يك هزار و سيصد و شصت و نُه هجريهء قمريه اختتام پذيرفت . وَ لَهُ الْحَمْدُ فِى الاولَى وَ الآخِرَةِ وَ آخِرُ دَعْوَانَا انِ الْحَمْدُللَّهِ رَبِّ الْعَالَمينَ .
و أنا الحقير الفقير سيدمحمدحسين حسينى طهرانى
در بلده طيّبه قم . 1369 ه . ق .