اول - قانون عليّت عمومى در حوادث جهان ، اعم از حوادث عادى و غير عادى به طور تخلّفناپذير حكومت مىكند .
دوم - در معجزه كه يكى از انواع خارق عادت است ، نفوس انبيا يعنى ارادهء آنها دخالت دارد .
سوم - ارادهء آورندهء معجزه به اراده و مشيّت شكستناپذير خدايى عزوجل اتكا دارد .
اكنون بايد ديد نظر قرآن شريف در معجزه چيست ؟ و آيا چنان كه عقل اين اصول سه گانه را مىپذيرد ، قرآن نيز تصديق دارد يا نه ؟
الف ) اما قانون عليت عمومى پس از تدبّر در آيات شريفهء قرآنى دلالت آنها به ثبوت علّت در حوادث به نحو عموم غيرقابل انكار است ، زيرا قرآن شريف در موارد حوادث عادى مانند ابر و باد و باران و سبز شدن زمين و ارتزاق حيوانات از آن و توالد و تناسل حيوان و كوشش و حركت و سكون جانداران ، و همچنين در استعمال يقين و خوف و رجا و تحذير و ترغيب ، و همچنين در تعليم و تربيت و استعمال استدلالهاىمنطقى به همان وتيره كه با دل گرمى علل و اسباب سخن مىگوييم او نيز رفتار مىكند .
ب ) و در موارد خارق عادت نيز عدهاى از معجزات انبيا را مىشمارد و همچنين از استجابت دعا و تأثير سحر « 1 » و چشم زخم « 2 » حرف مىزند . پس از آن به طور كلى مىفرمايد : خداوند از براى هر چيز قدر و اندازهاى قرار داده است « 3 » ) و بديهى است كه قدر هر حادثهاى از حوادث به همان اندازهء وجودى آن است كه به واسطهء علل و شرايط وجود او تعيّن مىيابد ، چنان كه انسان در خصوصيات ديد و شنيد و رفت و
هامش
( 1 ) . مؤمن ، آيهء 60
( 2 ) . بقره ، آيه 102
( 3 ) .« قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً »( طلاق ، آيهء 3 )