آمد و كار و كوشش و تغذيه و هضم و غيره محدود با حدود و اندازه هايى است كه غير آنها برايش ميسّر نيست .
مثلًا چيزى را نمىتواند ببيند مگر با چشم ، آن نيز در حالى كه شرايط مساعدهء عضو و نور خارجى و جسم رنگين خارجى در مسافت محدودى وجود داشته باشد و همچنين فعل خوردن از وى صادر نمىشود مگر با جهاز كامل تغذى و وجود خارجى غذا و شرايط مناسب ديگر كه همه علل فعل هستند و به فعل اندازه و حد مىدهند ، مانند قالبى كه همهء شكل و خصوصيت جسمى كه به قالب زده مىشود مرهون تشكّل درونى اوست .
حالِ همهء موجودات جهان ما از همين قرار است و هر موجودى در فعاليت وجودى خود محدود و محكوم يك اندازه بوده و محدوديتش نيز در اثر محدوديتِ داخلى و خارجى او و به عبارت ديگر ، علل و اسباب پيدايش افعال و آثار او ( حوادث ) مىباشد .
عموم آيات قدر در قرآن شريف اين حقيقت را به خوبى به ثبوت مىرساند كه يكى از روشنترين آنها آيهاى است كه مىفرمايد : « هيچ چيز پيدا نمىشود مگر اين كه خزينههايى از آن پيش ما هست و از آن نازل نمىكنيم مگر به اندازه معلومى » . « 1 »
و نيز مىفرمايد : « هيچ جنبندهاى نيست ، مگر اين كه خداى من از ناصيهء او گرفته است ، زيرا خداى من كارش يكنواخت مىباشد » . « 2 » به حسب دلالت اين آيه ، قدر كه اثر علت مىباشد در همهء حوادث اعم از عادى و غير عادى به طور يكنواخت حكومت مىكند .
اين آيه از راه ديگر نيز مىتواند منظور ما را تأمين كند ، زيرا خداوند تعالى در
هامش
( 1 ) .« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ »حجر ، آيهء 21
( 2 ) .« ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »هود ، آيه 56