تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان از آغاز تا انجام ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
وابستگى زندگى انسان به آن ، تمثّل زندگى دنيايى براى آدم عليه السلام بوده باشد و قضيّهء ظهور قبايح و پوشانيدن آن نيز مؤيّد اين نكته است . و اللّه العالم .

در معناى عرض امانت بر انسان

و ممكن است اين آيهء شريفه كه
« إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا . . . . »
« 1 » اشاره به همان نكته‌اى باشد كه كمى قبل بيان كرديم ( اين‌كه تمثّل شجرهء ممنوعه و خوردن از آن در حالى برزخى رخ داده و لذا ظلم ناشى از اين عصيان از علل هبوط به زمين بوده است ) ، چون اين كلام خداوند كه
« إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا »
حكايت از ظلمى و جهالتى سابق بر تحمّل امانت مىنمايد . بنابراين اگر موطن اين عرض امانت وجود دنيايى باشد بايد ظلم در نشئهء سابق متحقّق باشد و مراد از امانت در اين صورت همان تكليف است ، كما اين‌كه در بعضى روايات تفسير گشته ؛ و اگر موطن اين عرض امانت قبل از وجود دنيوى باشد بايد ظلم به طريق اولى در نشئه‌اى قبل از دنيا محقّق شده باشد و در اين صورت امانت همان ولايت خواهد بود ، كما اين‌كه در بعضى از روايات ديگر وارد شده و هر دو تفسير صحيح است چه آن‌كه دنيا بر همان اساسى از سعادت و شقاوت سير مىكند كه عالم قبل از دنيا بر آن اساس نهاده شده است . 55 و كلام بعدى خداى سبحان كه
« لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكاتِ وَ يَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً »
« 2 » بيان
هامش
( 1 ) . احزاب ، آيه 72 ؛ ما بر آسمان‌ها و زمين و كوه‌هاى عالم [ و قواى عالى و دانى ممكنات ] عرض امانت كرديم همه ازتحمل آن امتناع ورزيده ، انديشه كردند تا انسان [ ناتوان ] پذيرفت و انسان هم [ در مقام آزمايش و اداى امانت ] بسيار ستمكار و نادان بود ( 2 ) . احزاب ، آيه 73 ؛ اين عرض امانت براى اين بود كه خدا مرد و زن منافق و مرد و زن مشرك همه را به قهر و عذاب‌گرفتار كند و از مرد و زن مؤمن [ به رحمت ] درگذرد كه خدا بسيار آمرزنده و مهربان است