مخصوصى است كه خود اعمال را در بردارد و نيز مىفرمايد :
« هذا كِتابُنا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ »
« 1 » و اين كتاب همان
« كِتابٍ مَكْنُونٍ »
است كه در آن ، آنچه كه در گذشته واقع شده و يا اكنون واقع مىشود و يا در آينده واقع خواهد شد ، همگى نوشته و ثبت گرديده است ، چنان كه در اخبار آمده است كه تمام نسخهها ( رونوشتها ) از روى اين كتاب برداشته مىشوند و اعمال نيز از روى آن استنساخ مىگردند و اين كتاب در برگيرنده حقيقت و واقعيت اعمال و حجت ( مرجع و مدرك ) ديگر كتابهاست و شايد مقصود از كتاب در آيهء
« وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ وُضِعَ الْكِتابُ »
« 2 » همين كتاب باشد .
در كافى از حضرت صادق عليه السلام ضمن حديثى كه دربارهء لوح آمده ، روايت شده است كه « و آن كتاب مكنون است كه مبدأ تمام نسخههاست . مگر شما عرب نيستيد ؟
پس چرا با وجودى كه به يكديگر مىگوييد انسخ ( نسخه بردار ) معناى كلام را درك نكردهايد . آيا چنين نيست كه از روى كتاب ديگرى كه « اصل » است ، نسخهبردارى مىكنيد ؟ اين همان معناى سخن خداوند متعال است كه مىفرمايد :
« إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ » »
. 158
و نيز تفسير عيّاشى از امام صادق عليه السلام روايت كرده است كه « هنگامى كه روز قيامت شود ، كتاب ( نامه اعمال ) انسان را به او دهند و گويند : بخوان . راوى از امام عليه السلام سؤال كرد : آيا آنچه را كه در نامه هست مىداند ؟ امام عليه السلام پاسخ داد : خداوند متعال به ياد او مىآورد و علىهذا هيچ چشم برهم زدن و گام برداشتن و سخن گفتن و عملى نيست كه به ياد نياورد ، چنان كه گويى در همان لحظه انجام داده است و از اينرو مىگويند :
« يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها »
« 3 » » . 159
هامش
( 1 ) . همان ، آيه 29 ؛ اين كتاب ضبط ما به حق بر شما سخن مىگويد كه ما هر چه به دنيا كردهايد همه را درستنگاشتهايم
( 2 ) . زمر ، آيه 69 ؛ و زمين به نور پروردگار خويش روشن شد و كتاب نهاده شود
( 3 ) . كهف ، آيه 49 ؛ واى بر ما اين چگونه كتابى است اعمال كوچك و بزرگ ما را سر مويى فرو نگذاشته جز آن كه همه را احصا كرده است