تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
بگذارند و دسته‌اى قوانين تجارت را و طايفه‌اى قوانين جزائى را و برخى احكام انتظامات را ، بديهى است چنين وضعى جز هرج و مرج و انحلال جامعه اثرى در بر نخواهد داشت ، بلكه هر فردى با پذيرفتن رژيم دموكراسى و انتخاب وكيل قانون‌گذارى همهء مواد قانون را پذيرفته و هر يك از مواد قانون را غيرقابل رشد شمرده است . هم‌چنين در اسلام كسى كه از راه عقل معارف اعتقادى اسلام را پذيرفته است ، در ضمن تصديق به صحّت نبوت كرده و ايمان آورده است كه قوانينى كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله آورده و به خدا نسبت داده ، قوانينى است كه به راستى واضع آنها خداست و هرگز خدا در احكام و فرامين خود خبط و خطا نمىكند و جز حفظ منافع و رعايت مصلحت بندگان خود غرضى ندارد و البته كسى كه چنين ايمان اجمالى پيدا كند صحت و اعتبار هر يك از قوانين اسلام را اجمالًا تصديق نموده و آنها را غيرقابل رد شمرده است ، اگرچه به هر يك از آنها و مصالح آنها علم تفصيلى پيدا نكند . بنابراين پذيرفتن برخى و كنار گذاشتن برخى ديگر معنا ندارد . 36 . حقيقت دين عبارت است از يك رشته اعتقادات راجع به آفرينش جهان و انسان و يك سلسله وظايف عملى كه زندگى انسان را به آن اعتقادات تطبيق دهد . بنابراين يك امر تشريفاتى نيست كه در اختيار انسان باشد و انسان هر دينى را دلش خواست بپذيرد ، بلكه واقعيتى است كه انسان و اختيار انسان تابع اوست و بايد پيرو آن قرارگيرد ، چنان كه مثلًا اين مسئله كه « ما از نور خورشيد استفاده مىكنيم » حقيقت و واقعيتى است كه هرگز انسان آزاد در برابر آن مختار نيست هر روز يك نظر بدهد ، بلكه ناگزير است كه ثبوت آن را پذيرفته و مسائل زندگى را روى آن استوار سازد و راستى اگر دينى اين نظر را بدهد كه : « هر بشرى آزاد است كه هر يك از اديان مختلف را كه خواست بپذيرد » با اين نظر ، به تشريفاتى و غيرواقعى بودن خود اعتراف كرده و خط بطلان به گرداگرد خود كشيده است .
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 310 | السيد محمدحسين الطباطبائي