تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
داشته كه بگويند : اساساً مسيح يك موجود خيالى است كه دست انقلابات دينى به نفع يا عليه حكومت‌هاى وقت او را به وجود آورده است . او مؤيد آن موضوع خرافى ديگرى است كه از هر جهت با آن شباهت كامل دارد و آن موضوع « كرشنا » است كه بت‌پرستان قديم هند او را پسر خدا مىدانسته‌اند كه از عالم لاهوت تنزل كرده تا در اين جهان به دار آويخته شود و بدين‌وسيله جان خود را فداى مردم سازد و ايشان را از گناهان نجات بخشد . و گروهى ديگر از اهل بحث و انتقاد را بر آن داشته كه معتقد شوند با اين‌كه دو نفر به نام مسيح بوده‌اند كه بيش از پانصد سال بين ايشان فاصله بوده و تاريخ ميلادى معروف ، با ميلاد هيچ‌كدام از آنها موافق نيست ، بلكه مسيح اول بيش از دويست و پنجاه سال قبل از مبدأ اين تاريخ به دنيا آمده و در حدود شصت سال زندگى كرده و بدون دار زدن از دنيا رفته است . و مسيح دوم بيش از دويست و نود سال بعد از مبدأ اين تاريخ تولد يافته و در حدود سى و سه سال زندگى كرده و به دار آويخته شده است . ناگفته نماند كه اجمالًا منطبق نبودن مبدأ تاريخ ميلادى با ميلاد مسيح براى مسيحيان قابل انكار نيست ( براى تفصيل به قاموس كتاب مقدس مراجعه شود ) . علاوه بر آنچه گفته شد ، مطالب ترديدآور ديگرى نيز هست . از جمله آن‌كه : در دو قرن اول ميلادى انجيل هاى زيادى نوشته شده كه شمارهء آنها را به يك صد و چند عدد رسانده‌اند و انجيل هاى چهارگانه از جمله آنها بوده است ، بعدها كليسا ساير اناجيل را تحريم كرد و اين چهار انجيل را كه موافق تعاليم كليسا بود ، قانونى شناخت . از جمله انجيل هاى متروك يكى هم انجيل برنابا است كه چند سال قبل نسخهء خطى آن به دست آمد و به زبان‌هاى ايتاليايى ، عربى ، انگليسى و فارسى منتشر گرديد . آنچه در اين انجيل دربارهء داستان حضرت عيسى عليه السلام ذكر شده ، موافق قرآن شريف است .