بيرون ، از راه تصادف و اتفاق مىباشد .
همان پيدايش افكار خطا و صواب و ادراكات نظرى درست و نادرست و به عبارت ديگر قرارگرفتن افكار از نظر واقعبينى در دو قطب مثبت و منفى است كه موجب پيشرفت تكاملى انسان بوده و پيوسته او را به سوى مقصد نهايى خود مىكشاند .
انسان است كه با قريحهء دانش و دوستى و جبليّت بحث از مجهولات خويش پيوسته به اشتباهات خود پى برده ، يا فرمولهاى فكرى خود را در مقام تطبيق به خارج ناقص و نارسا ديده و اشتباهات و مجهولات روزانهء خود را در صفحهء ذهن يادداشت نموده و با نشاط تازهاى در گذشتهء افكار خود تجديد نظر كرده و به طرح فرضيههاى جديدى پرداخته و نتايج تازهتر و نظريات رساترى به دستآورده و در ماديات و معنويات زندگى پيش مىتازد .
نخستين گامى كه از همين بحث اجمالى برداريم ، به اين نتيجه خواهيم رسيد كه انسان پيوسته مجهولات زيادى دارد كه پيكرهء زندگى وى به آنها وابستگى دارد و معلوماتى كه از علل و شرايط زندگى مادى و معنوى خود دارد ، در برابر مجهولات وى بسيار كم و ناچيز است و شايد اگر بخواهيم نسبت بدهيم ، علاوه بر اينكه از توانايى فكرى ، بالاتر است ، اساساً نسبتى تحقق نپذيرد ( زيرا ميان متناهى و غيرمتناهى نسبت نيست ) و در هر صورت زندگى انسان وابستگى به همهء علل و شرايط معلومه و مجهولهء او داشته و نظامى كه در مجموعهء جهان آفرينش حكومت مىنمايد در انسان حكومت مىكند . نه تنها نظام بسيار كوچكى كه در ميان معلومات ناچيز خود مىپندارد .
علل و شرايطى كه در پس پردهء جهل انسان پنهان و براى انسان پوشيده است ، غيب ناميده مىشود ، چنان كه مجموعهاى كه از معلومات و مجهولات تركيب يابد ، باز براى انسان پوشيده و غيب است و اطلاعى كه انسان از عالم غيب دارد همين اندازه
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 272
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٧٢