تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
حجيت كتاب و سنت از خود كتاب و سنت احتجاجى است دورى و باطل ، حتى مسائلى كه از اصول دين مانند وجود خدا و وحدانيت و ربوبيّت وى در كتاب و سنت وارد است ، به همهء آنها از راه عقل استدلال شده است . 2 . بيانات دينى و محتويات كتاب و سنت همهء معارف اعتقادى و عملى را اجمال ؛ يا تفصيلًا دارد ، ولى نظر به اين‌كه خطابات دينى به همهء مردم جهان ، اعم از عالم و جاهل و تندفهم و كندفهم ، چه شهرى و باديه‌نشين و مرد و زن متوجه است ، با زبانى وارد شده كه هر فهم - با اختلافى كه در ميانشان هست - هر كدام به اندازهء ظرفيت خود بهره‌مند بشود . در اين صورت ترديد نيست اگر بخواهيم از همين معارف در سطح عالى بحث كرده و مطالبى كه فهم آنها مخصوص افهام عاليه مىباشند ، به دست آورده ، استخراج كنيم از ترتيب مطالب و تنظيم مسائل و وضع يك سلسله اصطلاحات ، چاره و گريزى نداريم . پس موجود بودن مسائل و معارف الهيات در متن كتاب و سنت ، از وضع علمى مخصوص به همين مسائل در سطحى عالى مغنى نخواهد بود ، چنان كه در علوم ديگر نيز وضع به همين قرار است ؛ مثلًا علم كلامى علمى است كه مسائل آن در كتاب و سنت موجود است ، در عين حال جداگانه و مستقلًا تنظيم گرديده و مجرد بودن اين مسائل در كتاب و سنت مغنى از آن نشده است . و اين‌كه در سؤال گفته شده : اگر بعضى از مسائل الهيات در متن كتاب و سنت موجود نباشد معلوم مىشود كه فلسفهء يونان معارف اسلامى را تكميل مىكند ! يعنى اسلام ناقص است و نواقص آن را فلسفه رفع مىكند ، اشتباه است ، به گواهى اين‌كه ما از معارف حقيقهء اسلامى حتى يك مسئله بدون استمداد از منطق نمىتوانيم اثبات كنيم ، در حالى كه در متن كتاب و سنت مسائل منطقى ذكر نشده و همچنين در مسائل فرعى دين ( احكام ) حتى يك مسئله را بدون به كار انداختن علم اصول ، نمىتوان استنباط نمود ، با اين‌كه در متن كتاب و سنت از اين علم پهناور خبرى نيست . منطق