تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
كارفرما ، مرد و زن محفوظ است ، همه با هم برابرند و هيچ‌گونه پس و پيشى در كار نيست . تنها خداست كه بىچون و چرا بايد در برابر بزرگى او كرنش كرد ، سر فرود آورد :
« قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ »
« 1 » و
« يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ »
. « 2 » و ثانياً : مردم در برابر قانون مساوات كامل داشته و در اجراى مقررات كمترين استثنايى در كار نيست :
« لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ وَ لا أَمانِيِّ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ »
. « 3 » و ثالثاً : احكامى كه از مقام ولايت صادر مىشود از راه شورا و با رعايت صلاح اسلام و مسلمين صادر خواهد شد :
« وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ »
. « 4 » و بسيار روشن است كه اين سيرت مقدسه سيرت و روشى است كه در هيچ جامعه‌اى از جوامع به خلاف مصلحت آن جامعه تمام نمىشود و از اين روى به هيچ وجه قابل تغيير نيست و از احكام ثابتهء فطرت است كه اسلام آن را امضا مىنمايد . گذشته از آن خود اين سيرت از جزئيات روش رسول اكرم صلى الله عليه و آله به دست مىآيد و به همهء موارد اعمال آن حضرت قابل انطباق است .
هامش
( 1 ) . بگو اى اهل كتاب بياييد كلمه‌اى را كه ميانهء ما و شماست بپذيريد كه به جز خدا را نپرستيم و كسى را با او شريك‌نكنيم و بعضى از ما بعضى را به جاى خدا به خدايى نگيريد ، پس اگر پشت كردند بگوييد : گواه باشيد كه ما گردن نهادگانيم . ( آل‌عمران ، آيهء 64 ) ( 2 ) . اى مردم ! ما شما را از مرد و زن بيافريديم و جماعت‌ها و قبيله‌هايتان كرديم تا همديگر را بشناسيد ( ورنه ) گرامىترين شما نزد خداى پرهيزگارترين شماست . ( حجرات ، آيهء 13 ) ( 3 ) . نه به آرزوى شماست و نه به آرزوى اهل كتاب ، هر آن كس كار بد كند كيفر آن را خواهد ديد . ( نساء ، آيهء 123 ) ( 4 ) . با آنها در كار ( جنگ ) مشورت كن و چون مصمم شدى به خدا توكل كن . ( آل عمران ، آيهء 159 )
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 178 | السيد محمدحسين الطباطبائي