از فرهنگ عارى بودند و بويى از مدنيت و حضارت نشنيده بودند و در زمينى بى آب و علف و هوايى سوزان با پستترين شرايط زندگى مىكردند و هر روز زير تسلط يكى از دول همجوار خود مىرفتند .
گذشته از اينها قرآن كريم از راه ديگر تحدى مىكند و آن اين است كه اين كتاب تدريجاً با شرايطى كاملًا مختلف و گوناگون از گرفتارى و آسودگى و جنگ و صلح و قدرت و ضعف و غير آنها در مدت بيست و سه سال نازل شده است اگر از جانب خدا نبود و ساخته و پرداخته بشر بود تناقض و تضاد بسيارى در آن پديد مىآمد و ناگزير آخر آن از اولش بهتر و مترقىتر بود چنانكه لازمه تكامل تدريجى بشر همين است و حال آنكه آيات مكى اين كتاب با آيات مدنى آن يكنواخت مىباشد و آخرش از اولش متفاوت نيست و كتابى است متشابه الاجزاء و در قدرت بيان حيرتانگيز خود به يك نسق « 1 » .
معاد شناسى
1 . انسان از روح و بدن مركب است .
2 . بحث در حقيقت روح از نظر ديگر .
3 . مرگ از نظر اسلام .
4 . برزخ .
5 . روز قيامت - رستاخيز .
هامش
( 1 ) . چنانكه در سورهء نساء ، آيه 82 مىفرمايد :« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً »؛ آيا در قرآن تدبر نمىكنند ؟ و اگر از پيش غير خدا بود در آن اختلاف بسيارى مىيافتند