تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
آن از حق و صلاح واقعى سرچشمه مىگيرد نه از خواست و تمايل اكثريت مردم يا دل‌خواه يك فرد توانا و فرمانروا ) . اساس اين برنامه وسيع گرامىترين كلمه حق كه ايمان به خداى يگانه باشد ، قرار داده شد و همه اصول و معارف از توحيد استنتاج گرديده است و از آن پس ، پسنديده‌ترين اخلاق انسانى از اصول معارف استنتاج و جزء برنامه شده است . و از آن پس كليات و جزئيات بيرون از شمار اعمال انسانى و اوضاع و احوال فردى و اجتماعى بشر بررسى و وظايف مربوط به آنها كه از يگانه پرستى سرچشمه مىگيرد تنظيم گشته است . در آيين اسلام ارتباط و اتصال ميان اصول و فروع به نحوى است كه هر حكم فرعى از هر باب باشد اگر تجزيه و تحليل شود به همان كلمه توحيد تنها بر مىگردد و كلمه توحيد نيز با تركيب همان احكام ومقررات فرعى مىشود . البته گذشته از تنظيم نهايى چنين آيين پهناورى با چنين و حدت و ارتباط حتى تنظيم فهرست ابتدايى آن نيز از نيروى عادى يك نفر از بهترين حقوق‌دانان جهان در حال عادى بيرون است چه برسد به كسى كه در زمان ناچيزى در ميان هزاران گرفتارى جانى و مالى و شخصى و عمومى و جنگ‌هاى خونين و كارشكنىهاى خارجى و داخلى قرار گيرد و بالاخره در برابر جهانى تنها بيفتد . گذشته از اين‌كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله آموزگارى نديده بود و خواندن و نوشتن ياد نگرفته بود و پيش از دعوت « 1 » دو سوم زندگى خود را در ميان قومى به سر برده بود كه
هامش
( 1 ) . چنان‌كه در سورهء يونس ، آيه 16 از زبان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد :« فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ »؛ من در ميان شما پيش از نبوت و نزول قرآن عمرى بوده و گذرانيده‌ام آيا تعقل نمىكنيد ؟ و در سورهء عنكبوت ، آيه 48 مىفرمايد :« وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ »؛ تو پيش از نزول قرآن نوشته‌اى را نمىخواندى و با دست خود نمىنوشتى . و باز در سورهء بقره ، آيه 23 مىفرمايد :« وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ »؛ و اگر از قرآنى كه بنده خودمان نازل كرديم درشك مىباشيد يك سوره از شخصى كه در شرايط وجود ( نخواندن و ننوشتن و مربى نديدن » مانند محمد صلى الله عليه و آله باشد بياوريد تا معلوم شود كه قرآن سخن خدا نيست
شيعه در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 133 | السيد محمدحسين الطباطبائي