پيغمبر اكرم را خاتم انبياء ودين اسلام را مشتمل به همه وظايف ، معرفى مىكند چنانكه مىفرمايد :
« وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ * لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ »
« 1 » و مىفرمايد :
« ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ »
« 2 » و مىفرمايد :
« وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ »
« 3 »
پيغمبران و حجت وحى و نبوت
بسيارى از دانشمندان امروزى كه در وحى ونبوت كنجكاوى كردهاند مسئله وحى و نبوت و مسائل مربوط به آنرا با اصول روانى اجتماعى توجيه نمودهاند مىگويند پيغمبران خدا مردانى پاك نهاد ، بلند همت و بشر دوست بودهاند كه براى پيشرفت مادى و معنوى بشر و اصلاح جامعههاى فاسد قوانين و مقرراتى تنظيم نموده و مردم را به سوى آن دعوت كردهاند و چون مردم آن روز زير بار منطق عقل نمىرفتهاند براى جلب اطاعت مردم ، خود و افكار خود را به عالم بالا نسبت دادهاند و روح پاك خود را روح القدس و فكرى كه از آن ترشح مىكند ( وحى و نبوت ) و وظايفى را كه از آن نتيجه گرفته مىشود ( شريعت آسمانى ) و بياناتى كه مشتمل به آنهاست مثلا ( كتاب آسمانى ) ناميدهاند .
كسى كه با انصاف و نظر عميق به كتب آسمانى و به ويژه به قرآن كريم و همچنين به شريعت پيغمبران نگاه كند ، ترديد نخواهد داشت كه اين نظريه درست نيست .
پيغمبران خدا مردان سياست نبودند بلكه مردان حق و سراپا صدق و صفا بودند .
هامش
( 1 ) . سجده ، آيه 42 : و تحقيقاً قرآن كتابى است گرامى و از حريم خود منع كننده كه هيچ باطلى را از پس و پيشنمىپذيرد
( 2 ) . احزاب ، آيه 40 : محمد پدر كسى از شما نيست بلكه پيغمبر خدا و ختمكننده پيغمبران مىباشد
( 3 ) . نحل ، آيه 89 : و نازل كرديم به سوى تو كتاب را در حالىكه روشن كننده هر چيز است