خداى متعال در كلام خود به عصمت پيغامبران اشاره نموده مىفرمايد :
« وَ اجْتَبَيْناهُمْ وَ هَدَيْناهُمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
« 1 »
و باز مىفرمايد :
« عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً * إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً * لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ »
« 2 »
پيغمبران و دين آسمانى
آنچه پيغمبران خدا از راه وحى بهدست آورده و به عنوان پيغام و سفارش خدايى به مردم رسانيدند دين بود ؛ يعنى روش زندگى و وظايف انسانى كه سعادت واقعى انسان را تأمين مىكند . « 3 »
دين آسمانى بهطور كلى از دو بخش اعتقادى و عملى مركب مىباشد بخش اعتقادى يك رشته اعتقادات اساسى و واقع بينىهاست كه بايد انسان پايه زندگى خود را به روى آنها گذارد و آنها سه اصل كلى توحيد و نبوت و معاد است كه با اختلال يكى از آنها پيروى دين صورت نبندد .
و بخش عملى يك رشته وظايف اخلاقى و عملى است كه مشتمل است بر وظايفى كه انسان نسبت به پيشگاه خداى جهان و وظايفى كه انسان در برابر جامعه بشرى دارد .
و از اين جاست ك وظايف فرعى كه در شرايع آسمانى براى انسان تنظيم شده بر دو گونه است : اخلاق و اعمال و هر يك از آنها نيز بر دو قسم است :
هامش
( 1 ) . انعام ، آيه 87 : و پيغمبران را به سوى خود جمعآورى كرديم ( به غير ما نمىپردازند و از غيرما اطاعت نمىكنند ) و به راهى راست رسانيديم
( 2 ) . جن ، آيه 28 : تنها اوست كه داننده غيب است و به غيب خود كسى را مسلط نمىكند مگر پسنديدگان را از پيغمبران و در اين صورت از پس و پيش او ( پيغمبر يا وحى ) مراقبت كامل و رصدى به راه مىاندازد كه محققاً پيامهاى خداى خود را برسانند
( 3 ) . به مقدمه كتاب مراجعه شود