با تجربه و فحص بهدست ما رسيده هيچگونه دليلى نداريم كه آنها دائمى هستند و هيچ حادثهاى هرگز با غير علل و اسباب عادى خود متحقق نمىشود معجزاتى كه به پيغمبران خدا نسبت داده شده محال و خلاف عقل ( مانند زوج بودن عدد سه ) نيستند بلكه خرق عادت مىباشند در صورتىكه اصل خرق عادت از اهل رياضت بسيار ديده و شنيده شده .
شماره پيغمبران خدا
به حسب نقل در گذشته تاريخ ، پيغمبران بسيارى آمدهاند و قرآن كريم نيز كثرت ايشان را تأييد فرموده وعدههايى از ايشان را به نام ونشان ياد كرده ولى عدد مشخص براى ايشان ذكر ننموده است .
از راه نقل قطعى شماره ايشان بهدست نيامده جز اينكه در روايت معروف كه از ابىذر غفارى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله است عدد ايشان صد و بيست و چهار هزار تعيين شده است .
پيغمبران اولوالعزم صاحبان شريعت
به حسب آنچه از قرآن كريم استفاده مىشود همه پيغمبران خدا شريعت نياوردهاند بلكه پنج نفر از ايشان كه حضرات نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمد صلى الله عليه و آله هستند اولوالعزم و صاحبان شريعت مىباشند و ديگران در شريعت تابع اولوالعزم بودهاند . خداى متعال در كلام خود مىفرمايد :
« شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسى »
« 1 »
هامش
( 1 ) . شورى ، آيه 12 : « خدا تشريع فرمود براى شما از دين آنچه به نوح عليه السلام توصيه كرده و آنچه را كه به خودت وحى كرديم و آنچه را كه به ابراهيم و موسى و عيسى عليه السلام توصيه كرديم » . آيه در مقام امتنان است و معلوم است در اين صورت اگر غير از اين پنج تن كه در آيه ذكر شدهاند اگر پيغمبر ديگرى صاحب شريعت بود ذكر مىشد