فرمود : آن چيست ؟ گفتم : شما بگوييد فدايت شوم . آنگاه امام عليه السلام ، دست خويش را برزمين گذاشت ، و من ديدم كه خانه به دورم مىچرخد ، وامر بزرگى مرا گرفت [ حالت عجيبى به من دست داد ] و نزديك بود هلاك گردم . امام عليه السلام خنديد ؛ عرض كردم : جانم به فدايت ، مرا بس است ، نمىخواهم .
در بصائرالدرجات نظير اين جريان از عمر بن حنظله و امام باقر عليه السلام نيز نقل شده است . « 1 »
همچنين در بصائرالدرجات از جابر نقل است كه امام باقر عليه السلام فرمود :
إِنَّ اسْمَ اللَّهِ الأَعْظَمَ عَلى ثَلاثَةٍ وَ سَبْعينَ حَرفاً ؛ وَإِنَّما كانَ عِنْدَ آصَفٍ مِنْها حَرْفٌ واحِدٌ ، فَتَكَلَّمَ بِهِ ، فَخَسفَ بِالأَرْضِ ما بَيْنَهُ وَ بَيْنَ سَريرِ بِلْقيَسِ حَتّى تَناوَلَ السَّريرَ بِيَدِهِ ؛ ثُمَّ عادَتِ الأَرْضُ كَما كانَتْ أَسْرَعُ مِنْ طَرْفَةِ الْعَينِ ؛ وَ نَحْنُ عِنْدَنا مِنَ الاسْمِ الأَعْظَمِ إِثْنانِ وَ سَبْعُونَ حَرْفاً ؛ وَ حَرْفٌ واحِدٌ عِنْدَاللَّهِ تَعالى استَأَثَرَ بِهِ في عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَهُ ؛ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظيمِ ؛ « 2 »
اسم اعظم خداوند هفتاد و سه حرف است ، و تنها يك حرف آن ، نزد آصف بود ؛ آصف آن يك حرف راگفت و زمين ميان او و تخت بلقيس ، درهم نورديد تا او تخت را به دست گرفت ؛ آنگاه زمين به حالت نخستين خود بازگشت ؛ و اين عمل دركمتر از يك چشم برهم زدن انجام شد ، و ما هفتاد و دو حرف از اسم اعظم را داريم ؛ و يك حرف هم نزد خداست كه آن را علم غيب براى خود مخصوص ساخت ؛ و هيچ توان و نيرويى نيست مگر به خداى على عظيم .
و همچنين در بصائرالدرجات از برقى نقل شده است كه امام صادق عليه السلام فرمود :
إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ اسْمَهُ الأَعْظَمَ عَلى ثَلاثَةٍ وَ سَبْعينَ حَرْفاً ، فَأَعْطى آدَمَ مِنْها خَمْسَةً وَ
هامش
( 1 ) . بصائر الدرجات ، جزء 4 ، ص 210 ، ح 1
( 2 ) . همان ، ص 208 ، ح 1