« لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ * ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ »
« 1 »
بندگانت را از راه راست گمراه گردانم ، آنگاه از پيش روى و از پشت سر و طرف راست و چپ آنان در مىآيم .
« إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ »
« 2 »
همانا شيطان و بستگانش شما را مىبينند ، در صورتى كه شما آنها را نمىبينيد .
« الشَّيْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلى لَهُمْ »
« 3 »
شيطان كفر را درنظرشان جلوه گر ساخت و به آمال وآرزوهاى دراز فريبشان داد .
« كَمَثَلِ الشَّيْطانِ إِذْ قالَ لِلْإِنْسانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ »
« 4 »
مانند شيطان كه انسان راگفت : به خدا كافر شو . پس از آن كه آدمى به اطاعت او كافر شد آنگاه به دو گويد : من از تو بيزارم .
دربارهء شيطان نيز نظير رواياتى كه دربحث فرشتگان نقل كرديم ، وارد شده است كه براى اجتناب از اطالهء كلام از ذكر آنها خوددارى مىكنيم ، بلكه دلالت روايات مربوط به شيطان ، واضحتر از آن روايات است ، زيرا بسيارى از تصرفات او كه به صورت تمثيل جسمانى بيان شده ، دراين روايات تفسيرشده است بر خلاف روايات مربوط به فرشتگان ، كه به نمونه هايى دراين باره اشاره مىشود :
در محاسن از امام رضا عليه السلام از پدرانش از على عليه السلام نقل است :
فَأَمَّا كُحْلُهُ فَالنُّوْمُ ، وَأَمَّا سَفُوفُهُ فَالْغَضَبُ ، وَأَمّا لَعُوقُهُ فَالْكِذْبُ ؛ « 5 »
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيات 16 - 17
( 2 ) . همان ، آيهء 27
( 3 ) . محمد ، آيهء 25
( 4 ) . حشر ، آيهء 16
( 5 ) . بحارالانوار ، ج 60 ، ص 217