تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل توحيدى ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
گرديد و به او مهلت داد شد ، چنين حكايت مىنمايد :
« فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ »
« 1 » ( به عزت وجلالت سوگند كه تمام خلق را گمراه خواهم كرد ، مگر خاصان از بندگان مخلص تو را . ) و آنها كسانى هستند كه براى خداوند خالص شده‌اند . براى آنها از جهت ذات يا اسم و يا فقط فعل ، هدفى جز خداوند سبحان نيست ، و اين همان خلوص با يكى از وجوهش مىباشد . و اين بدان سبب است كه دراين حالت موضوع وسوسه يعنى انانيّت و غفلت ازحضرت حق ، بر طرف مىگردد ؛ و اين همان كلام معصوم عليه السلام است كه : « شيطان من به دست من اسلام آورد » . « 2 » و درروايتى آمده است : « او را كشتم » در روايت ديگرى از امام صادق عليه السلام نقل است : « شيطان متعرض ما نمىشود » اما وقوع خطا - كه عبارت است از ترك اولى و مخالفت با امر ارشادى ، نه مولوى - از ناحيه پيروان ، امرى است كه قرآن تصريح بدان نموده است و روايات متواترى برآن دلالت دارد . خداوند درباره آدم و حوا فرمود :
« فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ »
« 3 » ( پس شيطان آنان را بلغزانيد ) ، و دربارهء ساير پيامبران نيزچنين است ؛ و هم‌چنين اشتباه خالى ، خداوند متعال فرمود :
« وَ اخْتارَ مُوسى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا . . . »
« 4 » ( و موسى هفتاد مرد از قوم خود برگزيد . . . ) . و يوشع ، جوان همراه موسى در قصه ماهى ، به نقل قرآن كريم گفت :
« وَما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطانُ أَنْ أَذْكُرَهُ »
« 5 » ( شيطان آن را از يادم برد ) و ايوب گفت :
« أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ »
« 6 » ( شيطان مرا به سختى رنج و عذاب رسانيده است ) . ازنمونه‌هاى بيان شده ، روشن مىشود كه عمدهء تصرفاتِ آن ملعون در اين جهان مادى بر سه قسم است :
هامش
( 1 ) . ص ، آيات 82 - 83 ( 2 ) . علم‌اليقين ، ج 1 ، ص 282 ؛ كنز العمال ، فصل 4 در شيطان و وسوسه‌اش ، ج 1 ، ص 247 ، ح 1243 ( 3 ) . بقره ، آيهء 36 ( 4 ) . اعراف ، آيهء 155 ( 5 ) . كهف ، آيهء 63 ( 6 ) . ص ، آيهء 41