تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل توحيدى ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
اين روست كه آن مقام را دارند . معناى آيه آن نيست كه افسوس دامن خداوند راگيرد ، چنان‌كه دامن‌گير مخلوق شود ، بلكه معناى آن چنان است كه درباره آن گفته است : « هر كه به يكى از دوستان من اهانت كند به پيكار من آمده و مرا به مبارزه خوانده است » و فرمود : « هركه فرمان پيغمبر برد ، فرمان خدا برده است » و نيز فرمود : « همانا كسانى كه با تو بيعت كنند با خدا بيعت كرده‌اند » ، تمام اين عبارات و آنچه مانند اينهاست ، معنايش همان است كه برايت گفتم و هم‌چنين است خشنودى و خشم و غير آن از صفاتى كه مانند آنهاست . اين حديث از روايات جامعى است كه يك معيار كلى در مورد نوع ديگرى از افعال خداوند سبحان ارائه مىدهد ، و آن معيار عبارت است از اين‌كه : هر فعلى از هر فاعلى ، در صورتى كه به دليل فانى و محو شدن درفعل خداوند ، فاعلش ملاحظه نگردد - مانند افعال پيامبران واولياى مخلص خداوند - و نيز در صورتى كه‌كنندهء كار از ديده محو گردد و براىكاراو جز خداوند باقى نماند - هم‌چون ماجراى موسى عليه السلام با درخت طور - و به طور كلى هر فعلى كه فاعلى ندارد ، فعل خداوند سبحان به شمار مىآيد ؛ و اين ضابطه كلى از قواعدى كه درآغاز رساله بيان شد ، به دست مىآيد ، و بسيارى از اشكالات اصلى وفرعى به وسيلهء آن حل مىگردد . واللَّه الهادى .