1 - اعجاز و كارهاى خارق عادت وجود دارد .
2 - قرآن معجزه است و يكى از مصاديق خارق عادت مىباشد .
پر واضح است كه اگر ادعاى دوّم ثابت شود ، ادّعاى اوّل قهرا ثابت خواهد شد . به همين جهت ، قرآن كريم در مورد دعوى اوّل استدلال نكرده و فقط در مقام اثبات دعوى دوّم برآمده است ، و در اين خصوص ، به آيات « تحدّى » استدلال نموده است ؛ يعنى همهء انس و جنّ را به مبارزه و معارضه با آيات بيّنات فراخوانده است . در نتيجه ، چون همگان از آوردن نظير آن فروماندند ، دعوى دوّم ثابت شد .
پرسش و پاسخ
در اينجا يك سؤال پيش مىآيد ، و آن اينكه چگونه ممكن است معجزه تحقّق يابد ؟ در صورتى كه از لفظ معجزه پيداست كه بر خلاف روال طبيعت است ! و نيز آنچه را كه در طبيعت جارى و سارى است ، مىشكند و درهم مىريزد ! حال با اينكه مىدانيم قانون عليّت و معلوليّت استثنا نمىپذيرد ، و هيچ سببى از مسبّبش جدا نمىشود ، پس چگونه ممكن است معجزه تحقّق يابد ؟ قرآن كريم اين شبهه را پاسخ گفته حقيقت امر را از دو جهت بيان مىكند :
1 - اعجاز چيست ؟ و چگونه ممكن است عادت جارى در جهان طبيعت شكسته شود ؟
2 - اعجاز ثابت است ، و قرآن خود يكى از مصاديق آن مىباشد ، و آن را در ضمن آيات تحدّى اثبات مىكند . « 1 »
هامش
( 1 ) . تفسير الميزان ، ج 1 ، ص 57 و ترجمهء الميزان ، ج 1 ، ص 111 .