بسيط و قابل فهم عامّه است .
چرا كه ائمّهء معصومين عليهم السّلام شاگردان مختلفى داشتهاند ، و بيانات متفاوتى ؛ بعضى از آنها ساده و قابل فهم عموم است ؛ و غالباً آنچه در اصول عقائد و مسائل توحيد آمده مشكل و غامض است ، كه براى افراد خاصّى از اصحاب خود كه اهل فنّ مناظره و استدلال بودهاند بيان مىكردهاند ، و همان شاگردان بر اساس ترتيب قياسات برهانيّه با خصم وارد بحث مىشدند . آن وقت چگونه مىتوان بدون اتّكاء به عقل و مسائل عقليّه و ترتيب قياسهاى اقترانى و استثنائى تحصيل يقين نمود ؟
از باب نمونه و مثال ما در اينجا يكى از اين مباحث را مىآوريم و آن ، مبحث توحيد ذات پروردگار است :
آيات قرآن كريم دلالت بر وحدت بالصرافه خداوند دارد
يكى از مسائل مهمّ اسلام كه آن را از سائر مذهبها و مكتبها متمايز مىكند ، مسألهء توحيد است . و اين مسأله در عين واقعيّت ، به اندازهاى غامض است كه ادراك آن براى سائر ملل و مكاتب آسان نبوده ، و هر چه گفتهاند و نوشتهاند و متفكّران آنها تحقيق و تدقيق نمودهاند ؛ با وجود اعتراف اجمالى به توحيد ، معذلك ملّيّين و الهيّين آنها از توحيد عددى ذات اقدس حضرت احديّت قدمى فراتر نگذاردهاند .
اين مسأله از اهمّ مسائل قرآن كريم است ؛ و بلكه اسّ و اساس معارف قرآن و تجلّى گر أصالت قرآن ، و روشنگر تمام معارف و اخلاق و احكام واردهء در قرآن است . و بر همين اصل ، قرآن با سائر اديان و مذاهب تحدّى نموده و آنانرا به بحث فرا خوانده است . و نه تنها عليه وثنيّين و ثنويّين و مشركين و مادّيّين و طبيعيّين بمبارزه و مخاصمه برخاسته است ، بلكه عليه اديان آسمانى كه دستخوش تحريف شده و آن اصالت توحيد را به شكل محرّف و مَسخ شدهاى بيان مىكنند ، بجدال برخاسته و آنانرا به مُحاجّه دربارهء وحدت ذات حقّ