تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
مراد از شِيعَتِهِ در آيهء دوّم ، شيعهء حضرت موسى علَى نبيِّنا و آله و عَليهِما السَّلام است . علّامه : ظاهراً مراد اينست كه : چون لفظ شيعه در قرآن كريم استعمال شده است و نسبت تشيّع را به شيعهء نوح و موسى داده است ؛ بنابراين ، اين اسم ، اسم مباركى است كه شما شيعيان نيز خود را شيعه مىناميد . بنابراين فقط از نقطهء نظر شباهت اسمى كه شما شيعيان علىّ بن أبى طالب و شيعيان آن دو پيامبر داريد ، و مبارك بودن اين لقب ، اميد كرامت و فلاح و فوز براى شماست ؛ و اين از نقطهء نظر تشريف است * * *

راجع به گفتار شيخ حرّ عاملى به اينكه علم پيغمبر از انبياء سابقين است

تلميذ : شيخ حرّ عاملى در مقدّمهء كتاب « إثبات الهُداة » ص 23 سطر 4 گويد : وَ أيْضًا فَإنَّهُ قَدْ تَواتَرَ أنَّ عِلْمَ النَّبىِّ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ أوْ بَعْضَهُ أوْ أكْثَرَهُ ، وَصَلَ إلَيْهِ مِنَ الانْبيآءِ وَ الاوْصيآءِ السّابِقينَ . « و أيضاً پس به تحقيق كه بطور تواتر ثابت شده است كه علم رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم ، يا مقدارى از علمش و يا بيشتر از علمش ، از پيغمبران سابق و يا از اوصياى آنها به آنحضرت رسيده است . » آيا اين گفتار وجهى دارد ؟ چون رسول خدا در ظاهر با هيچيك از انبياء و اوصياء سابقين بواسطهء پرسش و گفتگو از آنها و ملاقات و برخورد آنها ، استفاده‌اى ننموده است . علّامه : ظاهراً وجهى ندارد ؛ بعلّت عدم ملاقات رسول خدا با آنها . آرى ، در عالم باطن ، اين معنى متصوّر است كه بعضى از علوم خود را از سابقين بواسطهء پرسش و گفتگوى از آنها اخذ نموده باشد . و شاهد بر اين معنى آيهء 45 ، از سورهء 43 : الزّخرف است :
وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ