تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣

راجع به مرحوم قاضى و سؤال از كيفيّت سير حضرت سليمان در فضا

برادر ما بوسيلهء شاگردش از حضرت قاضى رضوانُ الله عليه سؤال كرده بود كه : قاليچهء حضرت سليمان كه آنحضرت روى آن مىنشست ، و به مشرق و مغرب عالم مىرفت ؛ آيا روى اسباب ظاهريّه ، و چيز ساخته شده‌اى بود ؟ و يا از مُبدَعاتِ الهيّه بود و هيچگونه با اسباب ظاهريّه ربطى نداشت ؟ آن شاگرد چون از مرحوم قاضى رحمةُ الله عليه سؤال مىكند ، ايشان
هامش
اخلاق هستند ؛ و فعلًا در نجف اشرف مقيم و از محضر ايشان جماعتى از طلّاب و ساكنين و غيرهم بهرمند مىگردند . راجع به دارا بودن طىّ الارض نسبت به مرحوم قاضى ، دو شاهد ديگر موجود است : اوّل آنكه : حضرت علّامهء طباطبائى و حضرت آقاى قوچانى هر دو نقل فرمودند كه : عادت مرحوم قاضى اين بود كه در ماه‌هاى مبارك رمضان ساعت چهار از شب گذشته در منزل ، رفقاى خود را مىپذيرفتند ؛ و مجلس اخلاق و موعظهء ايشان تا ساعت شش از شب گذشته طول مىكشيد . در دههء اوّل و دوّم چنين بود ؛ ولى در دههء سوّم ايشان مجلس را تعطيل مىكرد و تا آخر ماه رمضان هيچكس ايشان را نمىديد ؛ و معلوم نبود كجا هستند . چهار عيال داشت ؛ در منزل هيچيك از آنها نبود ، در مسجد كوفه و مسجد سهله كه بسيارى از شب‌ها در آنجا بيتوته مىكرد نبود . اين قضيّهء نبودن را علاوه بر ماه‌هاى رمضان ، حضرت علّامهء طباطبائى در اوقات ديگر نيز نقل مىكردند . دوّم آنكه : آقاى قوچانى فرمودند : يك سفر زيارتى ايشان به كربلا آمده بودند ؛ در موقع مراجعت با هم تا محلّ توقّف سيّارات آمديم . ازدحام جمعيّت براى سوار شدن بنجف بسيار بود ، بطوريكه مردم در موقع سوار شدن از سر و دوش هم بالا مىرفتند . مرحوم قاضى ديد كه چنين است با كمال خونسردى بكنار گاراژ رفته ، و پشت به ديوار روى زمين نشست و مشغول جيگاره كشيدن شد . ما مدّتى در كنار ماشين‌هائى كه مىآمدند و مسافرين را سوار مىكردند صبر كرديم و بالاخره با هر كوششى بود خود را به داخل سيّاره‌اى وارد كرديم ، و آمديم نجف و از مرحوم قاضى خبرى نداشتيم . البتّه تمام اين مسائل احتمالاتى است براى طىّ الارض داشتن مرحوم قاضى ؛ ولى نه از خود ايشان و نه از غير ايشان بصراحت نقل نشده است .