هامش
گذرنامهء من دچار اشكال بود و در شهربانى درست نمىشد ، و من براى مراجعت ، به آقاى قاضى متوسّل شدم و گذرنامه را به ايشان دادم و ايشان گفتند : فردا برو شهربانى و گذرنامه ات را بگير !
من فرداى آن روز به شهربانى مراجعه كردم ، شهربانى گذرنامهء مرا اصلاح كرده و حاضر نموده بود ؛ گرفتم و به نجف برگشتم .
دوستان آن مرد گفتند : آقاى قاضى در نجف بودند و مسافرت نكردهاند . آن مرد خودش نزد مرحوم قاضى آمد و داستان خود را مفصّلًا براى آقاى قاضى گفت ، و مرحوم قاضى انكار كرده و گفت : همهء مردم نجف مىدانند كه من مسافرت نكردهام . آن مرد نزد فضلاى آن عصر نجف اشرف چون آقاى حاج شيخ محمّد تقىّ آملى و آقاى حاج شيخ على محمّد بروجردى و آقاى حاج سيّد علىّ خلخالى و نظائرهم آمد و داستان را گفت .
آنها به نزد مرحوم قاضى آمده و قضيّه را بازگو كردند ، و مرحوم قاضى انكار كرد . و آنها با اصرار و ابرام بسيار ، مرحوم قاضى را وادار كردند كه براى آنها يك جلسهء اخلاقى ترتيب داده و درس اخلاق براى آنها بگويد .
در آن زمان ، مرحوم قاضى بسيار گمنام بود ، و از حالات او احَدى خبر نداشت ؛ و بالاخره قول داد براى آنها يك جلسهء درس اخلاق معيّن كند ، و جلسه ترتيب داده شد ؛ و در رديف اوّل ، همين افراد به اضافهء آقاى حاج سيّد حسن مسقطى و غيرهم در آن شركت داشتند .
و بعداً در رديف دوّم در زمان بعد ، سرى دوّم حضرت علّامهء طباطبائى و آقا حاج سيّد أحمد كشميرى و آقا ميرزا إبراهيم سيستانى و اخوى علّامه آقاى إلهى و غيرهم شركت مىكردند .
و در رديف سوّم در زمان بعد ، سرى سوّم حضرت آقاى حاج شيخ عبّاس قوچانى و آقاى حاج شيخ محمّد تقىّ بهجت فومنى رشتى و غيرهم از فضلاى نجف اشرف در آن حضور و شركت داشتند .
حضرت آية الله آقاى حاج شيخ عبّاس قوچانى ، وصىّ مرحوم قاضى در معارف و