نه واحد كم شود يك مىماند . و حرف ن عددش پنج است ؛ چون پنج نه تا ، از پنجاه كم شود پنج مىماند . و بنابراين ، حرف ط و حرف ص و حرف ظ أصلًا عدد ندارند .
چون از آنها اگر نُه نُه طرح شود هيچ نمىماند .
و امّا أبجد وَسيط را اطلاق كنند بر حروف ابجدى كبير با طرح دوازده ، دوازده از آن ؛ به همين طريقى كه در ابجد صغير ذكر شد .
و امّا أبجد أكبر را اطلاق كنند بر حروف ابجدى با تضعيف ده برابر . مثلًا حرف ى بعدد ابجد اكبر عددش صد خواهد بود ، و حرف غ عددش 10000 ( ده هزار ) خواهد بود ، و همچنين در سائر حروف به همين منوال .
پس از بيان اين مطالب ، حال بايد دانست كه هر كلمه را بحروف ابجد ، يا به حساب مجمل محاسبه مىكنند و يا به حساب مفصّل .
مجمل آنست كه تعداد حروفات كلمه را آنچنانكه نوشته مىشود بايد حساب كرد . مثلًا كلمهء قدّوس چهار حرف دارد :
نمايش تصوير بنابراين قدّوس 170 ، و فعّال 181 ، و يا أحَدُ يا صَمَدُ 169 خواهد بود .
و مفصَّل آنست كه تعداد حروفات كلمه را آنچنانكه تلفّظ مىشود بايد حساب كرد .
بنابراين هر حرفى ، چون در تلفّظ به چند حرف تلفّظ مىشود ، بايد تمام حروفات در حساب آورده شود ؛ مثلًا قدّوس چهار حرف دارد : ق د و س .
مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 368
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٦٨