تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
بنا شد حضرت جواد پنهان شوند و بايزيد آنحضرت را پيدا كند . حضرت پنهان شدند ؛ و بايزيد هر چه كرد ، و هر جاى عالم را گشت آنحضرت را پيدا نكرد . يك همچنين چيزى بعنوان كرامت براى حضرت جواد نقل مىكنند . آنوقت گويا حضرت جواد از تهِ قلبِ بايزيد صدا زدند به اينكه : من اينجا هستم ! شما كجا را مىگرديد ؟ اين قضيّه را الآن درست بخاطرم نيست كه كجا ديده‌ام ؛ مردّد است پيش بنده بين كتاب « طرآئق الحقآئق » و كتاب « نفحات الانس » جامى . اينطور نقل كرده‌اند ؛ البتّه جا هم دارد كه بايزيد نتواند حضرت جواد را پيدا كند . جامى ، دو نفر بوده‌اند : يكى عبد الرّحمن و ديگرى أحمد . كتاب « نفحات » از عبد الرّحمن است ، عبد الرّحمن از أحمد پخته‌تر بوده است ؛ اشعار خوبى دارد ، بيانات خوب ، بعضاً كتاب‌هاى خوب دارد . « لوآئح » و « لمعات » دارد ؛ بنده « لوآئح » را نديده‌ام ، ولى « لمعات » را مطالعه كرده‌ام * * *

راجع به كيفيّت قيام حضرت مَهدى أرواحنا فداه

تلميذ : راجع به حضرت قائم آل محمّد حضرت حجّة بن الحسن العَسكرى أرواحُنا فِداه و كيفيّت ظهورش ، از مرحوم قاضى رحمة الله عليه چيزى بخاطر داريد ؟ ! علّامه : در روايت است كه چون حضرت قائم ظهور كنند ، اوّل دعوت خود را از مكّه آغاز مىكنند . بدينطريق كه بين ركن و مقام پشت به كعبه نموده و اعلان مىفرمايند ، و از خواصّ آنحضرت سيصد و شصت نفر در حضور آن حضرت مجتمع مىگردند .
مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 331 | السيد محمدحسين الطباطبائي