مرحوم استاد ما قاضى رحمة الله عليه مىفرمود كه : در اينحال حضرت به آنها مطلبى مىگويند كه همهء آنها در اقطار عالم متفرّق و منتشر مىگردند ، و چون همهء آنها داراى طىّ الارض هستند ، تمام عالم را تفحّص مىكنند ، و مىفهمند كه غير از آنحضرت كسى داراى مقام ولايت مطلقهء الهيّه و مأمور به ظهور و قيام ، و حاوى همهء گنجينههاى اسرار الهى ، و صاحب الامر نيست .
در اينحال همه به مكّه مراجعت مىكنند ، و به آن حضرت تسليم مىشوند ، و بيعت مىنمايند .
مرحوم قاضى رضوان الله عليه مىفرمود : من مىدانم آن كلمهاى را كه حضرت به آنها ميفرمايد و همه از دور آنحضرت متفرّق ميشوند چيست .
و من در روايت ديدهام كه حضرت صادق عليه السّلام مىفرمايند : من آن كلمه را مىدانم .
مرحوم قاضى مىفرمود : بعضى از افراد زمان ما مسلّماً ادراك محضر مبارك آنحضرت را كردهاند ، و بخدمتش شرفياب شدهاند .
يكى از آنها در مسجد سهله در مقام آنحضرت كه به مقام صاحب الزّمان معروفست ، مشغول دعا و ذكر بود كه ناگهان مىبيند آنحضرت را در ميانهء نورى بسيار قوىّ ، كه به او نزديك مىشدند ؛ و چنان ابّهت و عظمت آن نور او را مىگيرد كه نزديك بود قبض روح شود ؛ و نفسهاى او قطع و به شمارش افتاده بود ، و تقريباً يكى دو نفس به آخر مانده بود كه جان دهد آنحضرت را به اسماء جلاليّهء خدا قسم مىدهد كه ديگر به او نزديك نگردند .
بعد از دو هفته كه اين شخص در مسجد كوفه مشغول ذكر بود حضرت بر او ظاهر شدند ، و مراد خود را مىيابد و بشرف ملاقات مىرسد
مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 332
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٣٢