تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
لَيْتَ شِعْرِى أَيَّتُكُنَّ صَاحِبَةُ الْجَمَلِ الادْبَبِ تَنْبَحُهَا كِلَابُ الْحَوْأَبِ . « 1 » و خبر دادن آنحضرت از متخلّفين از جيش اسامه ، و مظالمى كه بر أمير المؤمنين عليه السّلام وارد شده است ، و حتّى در آستانهء رحلت كه آنحضرت تقاضاى آوردن كاغذ و دوات كردند كه چيزى بنويسند كه امّت هرگز گمراه نشوند ، از آوردن قلم و دوات جلوگيرى به عمل آوردند و گفتار رسول الله را به هَذيان و پريشان گوئى نسبت دادند . و از طرف ديگر تا اين اندازه رسول الله با آنها مماشات مىكرد ، و به آرامش رفتار مىنمود ، و تغيير اخلاق و روش نمىداد و تندى و خشونت نمىفرمود ، بلكه سراسر ، يك پارچه تحمّل و صبر و استقامت و شكيبائى بود . آيا همانطور كه راجع بمرحوم قاضى مىفرموديد : در قضيّهء ذِكُرْتْ و شِمِرْتْ و يا در قضيّهء خراب شدن سقف بخارى مجاور اطاق ؛ اين تماشاى رسول الله در اثر توحيد افعالى بوده است كه تمام اين وقايع را چون از حقّ متعال مىديد لذا تحمّل و صبر مىنمود ؟ علّامه : نه ! حال رسول الله از آن حالات مرحوم قاضى عاليتر و بهتر بوده است ، چون رسول خدا بمقام بقاء بعد از فناء رسيده بودند ؛ و در اين مقام آثار و خصوصيّات عالم كثرت از احساس دردها ، مرض ها ، تألّمات و غصّه‌هاى روحى همه بجاى خود محفوظ است ؛ و در عين حالِ وحدت و آثار و علائم توحيدى ، تمام جهات عالم كثرت بجميع خصوصيّاتها در آن حضرت مشهود بود . و لذا در فوت فرزندشان إبراهيم ، اشك از ديدگان آنحضرت جارى بود
هامش
( 1 ) « ايكاش مىدانستم كه كدام يك از شما سوار بر شتر پر پشم هستيد ، در حالى كه سگ‌هاى حوْأب به او هجوم آورده و صدا مىكنند ؟ ! »
مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 327 | السيد محمدحسين الطباطبائي