تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
وجود مطلق و بسيطى كه ما اسم زيد روى آن گذاشتيم و آن را متعيّن به اين حدّ پنداشتيم . اينك آن حدّ را شكستيم و در درياى وسيع اطلاق وارد شديم ، و ديگر در اين صورت حدّى نداريم كه به او زيد بگوئيم ؛ انّيّتى نداريم ، هويّتى نداريم ؛
لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ .
« 1 » در آنجا خدائيّت و انّيّت و سلطنت اختصاص به خدا دارد ؛ خداوند واحدى كه قهّار است و همهء انّيّت‌ها را خُرد مىكند و تمام هويّت‌ها را درهم مىكوبد ، و وحدت او ملازمه با قهّاريّت او دارد . ما نمىتوانيم فناى در ذات خدا را انكار كنيم ، و نه مىتوانيم معنى فنا را تغيير دهيم ، و نه مىتوانيم تصوّر كنيم كه زيديّتِ زيد و عين ثابت او در ذات اقدس حقّ وارد شده است . و در عين حال مىگوئيم : زيد فانى شد در حقّ . بسيار خوب ، بعهدهء شما باشد كه مرجع ضمير زيد را مشخّص فرمائيد ! و محلّ عين ثابت او را معيّن كنيد ! شما كه مىگوئيد عين ثابت دارد ! ما عرض مىكنيم : عين ثابتش با فناء در حقّ درهم شكست ، و نه عين و نه اثر و نه اسم و نه رسم از او نماند . آيا معرفت خدا براى بشر ممكنست يا نه ؟ آرى ممكنست براى بندگان مخلَصين خدا .
سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ * إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ .
« 2 » و آيا معرفت تامّ بدون فنا ممكنست يا نه ؟ ابداً ممكن نيست ، چون در
هامش
( 1 ) ذيل آيهء 16 ، از سورهء 40 : غافر : « قدرت و پادشاهى امروز براى كيست ؟ براى خداوند واحد قهّار است . » ( 2 ) آيهء 159 و 160 ، از سورهء 37 : الصّآفّات : « پاك و منزّه است خدا از آنچه را كه او را به آن وصف مىكنند ، مگر بندگان مخلَص خدا . »