رسمى از آنان بوجود نيامده است
: اوّل : در سورهء هود ، آن هم در دو مورد : يكى دربارهء قوم ثمود كه ناقهء حضرت صالح را پى كردند ، و آن اينست :
فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا صالِحاً وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَ مِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ * وَ أَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيارِهِمْ جاثِمِينَ * كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيها أَلا إِنَّ ثَمُودَ كَفَرُوا رَبَّهُمْ أَلا بُعْداً لِثَمُودَ .
« 1 »
غَنِىَ يَغْنَى بِالْمَكانِ وَ فى الْمَكانِ ، به معنى أقامَ فيهِ مىباشد ، و جاثمين به معنى متلبّدين است ؛ يعنى چنان صيحه آنها را گرفت كه با زمين يكسان شدند ، و گوئى كه در آن زمين هيچگاه سكنى نگزيده بودند .
ديگر : دربارهء اصحاب مَدْيَن كه پيامبر خود حضرت شُعيب را آزار مىدادند ، و آنحضرت را توعيد به رَجم نمودند ؛ و آن اينست :
وَ لَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا شُعَيْباً وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَ أَخَذَتِ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيارِهِمْ جاثِمِينَ * كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيها أَلا بُعْداً لِمَدْيَنَ كَما بَعِدَتْ ثَمُودُ .
« 2 »
هامش
( 1 ) آيات 66 تا 68 ، از سورهء 11 : هود : « پس چون امر قهر و غضب ما آمد ، ما صالح و كسانى كه ايمان آورده بودند و با او بودند ، همه را در پوشش رحمت خود نجات داديم ، و از بلا و گرفتارى آن روز رهانيديم ؛ حقّاً كه پروردگار تو قوىّ و عزيز است . و صيحهء آسمانى ستمكاران را هنگام شب فرا گرفت بطوريكه در خانههاى خود با پيكرهاى بى حسّ و حركت ، به زمين افتادند و شب را بروز آوردند ؛ بطوريكه تو گوئى اصلًا در آن خانهها سكنى نگزيده بودند . آگاه باش كه طائفهء ثمود به پروردگارشان كفر ورزيدند ؛ آگاه باش كه دورى از رحمت خدا براى طائفهء ثمود باشد . »
( 2 ) آيهء 94 و 95 ، از سورهء 11 : هود : « و چون امر قهر و غضب ما رسيد ، ما شعيب را و كسانى كه با او بوده و ايمان آورده بودند نجات بخشيديم و در رحمت خود گرفتيم . و صيحهء آسمانى به ستمكاران رسيد بطوريكه چون جماد ، به زمين چسبيده و با اينحال شب را بروز آوردند ؛ تو گوئى اصلًا آنها در خانه هايشان مسكن نگزيده بودند ! آگاه باش كه دورى از رحمت خدا براى طائفهء مدين باشد ؛ همچنانكه دورى براى طائفهء ثمود تحقّق پيدا نمود . »