يعنى از وقتى كه خداوند او را بما عنايت كرد ، همه چيز را مرحمت كرد . او همه چيز بود ؛ بلند بود و كوتاه بود ، در عين بلندى كوتاه ؛ و در عين اوج و صعود ، در حضيض و نزول .
با ما طلبههاى عَجول و گستاخ ، نرم و ملايم ؛ مانند پدر بلند قامتى كه خم مىشود و دست كودك را مىگيرد و پا بپاى او راه مىرود ، استاد با ما چنين مىكرد ؛ او با ما مماشات مىنمود . و با هر كدام از ما طبق ذوق و سليقه و اختلاف شدّت و حِدّت و تندى و كندى او راه مىرفت ؛ و تربيت مىنمود .
و با آنكه اسرار الهيّه در دل تابناك او موج مىزد سيمائى بشّاش و گشاده و وارفته ، و زبانى خموش ، و صدائى آرام داشت . و پيوسته به حال تفكّر بود ، و گاهگاهى لبخند لطيف بر لبها داشت . « 1 »
بحسن خلق و وفا كس به يار ما نرسد * تو را در اين سخن انكار كار ما نرسد
هامش
( 1 ) جناب محترم حجّة الإسلام آقاى سيّد أحمد رضوى دام عزّه نقل كردند كه : مرحوم آية الله آخوند ملّا علىّ همدانى رحمة الله عليه مىگفته است : ما هميشه مرحوم آية الحقّ آية الله علّامهء طباطبائى رضوان الله عليه را به حال سكوت مىديديم كه پيوسته تراوشى ندارد و منقبض است ، و ابداً ظهور و بروز نمىكند ؛ تا آنكه شبى در خارج شهر مقدّس مشهد در محلّى كه آية الله ميلانى و مرحوم حاج سيّد محمود ضيابرى و علّامهء طباطبائى و من با چند نفر ديگر بوديم ، بالمناسبه مطلبى پيش آمد كه علّامه در پيرامون آن دو ساعت تمام بياناتى داشتند ، و چنان بسط و گسترش داده شد كه من پس از اتمام كلامشان عرض كردم : من در اعمال - ظاهراً - شب جمعه خوانده بودم كه : هر كس فلان عمل را انجام دهد ، خداوند به وى گنجى عنايت مىفرمايد يا از مال و يا از علم . من چون مال نمىخواستم ، آن عمل را بجاى آوردم تا خداوند گنج علم را نصيب من گرداند ؛ للّهِ الحمدُ و الشّكر امشب به آن مراد رسيدم و گنج علم را پيدا كردم .