ادنى المراتب مىرسد ؛ و در بين اين دو درجهء اعلى و ادنى ، بقيّهء مراتب على حسب اختلاف درجات و مراتبشان قرار دارند ، بهطورىكه هر چه رو به بالا برويم وجود قوىّتر و شديدتر و وسيعتر خواهد بود ؛ و بالعكس از بالا هر چه رو به پائين بيائيم ، وجود ضعيفتر و تنگتر خواهد بود ، بهطورىكه هر مرتبه از مراتب بالا واجد كمال درجاست ما دون خود هست و لا عكس ؛ مانند نور كه در عين آنكه مفهومش واحد است ، و حقيقتش بسيط است ؛ ولى داراى يك سلسلهء ممتدّ و طولانى است كه درجهء اعلاى آن در خورشيد و درجهء ادناى آن در ظلمات زمين است ؛ و بين اين دو درجه ، مراتب مختلف و متفاوت از نور در اين ستون از نور موجود است ، بهطورىكه در خورشيد ، نور اعلا و قدرى پائينتر ضعيفتر و كمرنگتر و دور تر ؛ و همچنين در درجهء پائينتر ضعيفتر و ضعيفتر و همينطور به همين ترتيب ضعيف و تنگ و كمرنگ و دور مىشود ؛ تا به آخرين درجه نور از نقطهء نظر ضعف و قلّت و نقص مىرسد ؛ و بطور كلّى مىتوان تفاوت بين اين مراتب را به كمال و نقص توصيف كرده و جدا نمود ؛ و هر مرتبهء بالاتر واجد كمال درجهء پائينتر است ؛ تا برسيم به معدن نور كه در آنجا بنحو اكمل نور موجود است ؛ و لا عكس يعنى هر مرتبه از مراتب پائينتر داراى مرتبه بالاتر نيست ؛ و واجد كمال آن درجه نيست ؛ تا برسيم به ضعيفتر درجهاى از نور كه سايهء ضعيف و كمرنگ بحدّ آخر از مراتب نور است .
با آنكه مفهوم نور حسّى نيز واحد است و نور حسّى نيز بسيط است ولى چون ما به التفاوت عين ما به الاشتراك است ؛ و هر درجه از اين سلسلهء طولانى ، و از اين ستون دراز نور ، با حقيقت خود نور نه با چيز ديگر از ساير مراتب متمايز است ، لذا بايد گفت كه نور داراى حقيقت مشكّكه مىباشد ؛ يعنى در عين وحدت در ذات ، داراى مراتب مختلف بالنّورانيّه در همان ذات است .
در نور معنوى و وجود ، اعلى المراتب وجود حضرت بارى تعالى شأنه كه واجب است و از نقطهء نظر شدّت و قدرت و قوّت و سعه و تقدّم و كمال ما لا نهاية له است قرار دارد .
و از آن گذشته هر چه رو به پائين بيائيم ، در مراتب مختلفهء موجودات عقلانيّه نورانيّه و نفوس قويّه تا برسيم به عالم امثال و صور ، و عالم ماده و طبيعت كه از همه
مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 132
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٣٢