منظم نمودند و بدين ترتيب فن حديث و علم رجال و دراية و فن اصول فقه و علم فقه و علم كلام بوجود آمد .
و حتى فلسفه نيز اگر چه در آغاز بعنوان نقل از يونانى به عربى وارد محيط اسلام شد و زمانى تقريبا به شكل يونانى خود در دست مردم بود ولى پس از چندى محكوم طرز تفكر محيط گرديده هم از جهت ماده و هم از جهت صورت تغييراتى پيدا كرده تحول يافت بگواهى اينكه در فلسفهاى كه امروز در ميان مسلمانان دائر است در معارف الهيه مسألهاى به چشم نمىخورد مگر اينكه متن آن را و براهين و ادلهاى را كه براى اثبات آن به كار برده شده مىتوان در قرآن و حديث پيدا كرده و از لابلاى آنها بدست آورد .
اين سخن را در علوم ادبيه عربى نيز مىتوان مطرح ساخت زيرا امثال علم صرف و نحو و معانى و بيان و بديع و لغت و فن فقه لغت و اشتقاق اگر چه مورد بحث آنها مطلق كلام عربى است لكن بىترديد آنچه مردم را وادار بتتبع و ضبط و تنقيح اصول و قوانين اين علوم نمود همان شاهكار خدائى بود كه مردم را مجذوب بيان شيرين و شيوا و اسلوب زيباى خود ساخته بود و مردم براى روشن شدن از بناى
قرآن در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 161
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٦١